تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه هاى خطى فارسى ( فارسى ) — صفحة 600

مساهمون:

ص٦٠٠
به كوهت « لاله » افكنده ملون « اطلس چينى » * به دشتت سبزه گسترده ، منقش ديبه ششتر زِ لَعلِ تو سنان گشته زينت كان ماه نو * ز نوك نيز [ ه ] ها گشته هوايت معدن اختر به‌بسته در فزاىِ تو همه گردان صف اندر صف * كشيده در هواى تو ، همه مرغان ، پَر اندر پَر همى در عرصه‌ات تا بنگرى شير اوژَن و پُردل * همى در ساحَتت تا بگذرى مردافكن و صَفدر هم اندر ساحتت جوشان بسى پيلانِ تنين‌تن * هم اندر عرصه‌ات پويان ، بسى شيران اژدرور هم اندر عرصه‌ات تا بنگرى « پروين » كرا پرچم * هم اندر ساحتت تا بگذرى اختر سپر اختر چو گردون صد هزاران خيمه اندر ساحَتت برپا * ز ميران تهمتن‌تن ، ز گردان فريدون‌فر فكنده غلغله در غال غولان ز آتشين صارم * فكنده زلزله در غاب شيران ز آبگون خنجر غريو گاودم در گوششان چون نغمهء « بربط » * دم روئينه خم در نزدشان چون نالهء مزمر همه از دل به « داراى » همايون‌فر سپاس‌آرا * همه از جان به شاه مملكت‌آرا ستايش‌گر خداوند جهان ، محمود شاه غازى پردل * كه رادان را جهان‌بانش شده يكسر نماز آور به‌وقت رامشش يا بى به دهر آرامش « 1 » جنت * به‌گاه كوشش‌اش بينى كمين هنگامهء محشر ز رأى مهرسوزش عكسى و خورشيد در پرده * ز جيش بحر جوشش تركى و بهرام در معجر
هامش
( 1 ) . ب ، ش : آرايش