با « 1 » طى « 2 » مسافت چنان راهى « 3 » را به اندكزمانى طى كرده ، تيره شبى بود كه به سرمنزل آفتاب رخشان رسيدم ، اما به خاطرم مىخليد كه :
مصرع
تو برونِ در چه كردى ، كه درون خانه آئى .
4 روز به توقف [ در ] آنجا دل دادم ؛ و محبتى در آن منزل پس از استماع خبر ورود من به هماى اوج سعادت برادر نيكدرايت « 4 » محمود خصال فرشتهحال ، « همايون ميرزا » « 5 » از « نهاوند » « 6 » به ديدن من به « دار السرور » شتافت و مرا دريافت . « 7 »
مرا « 8 » هم منظورات ديرين و معمورات اولين ، به اضافت مواصلت ارحام محرك آمد ، به جانب « نهاوند » اراده كردم ؛ و بعد از ورود به آنجا ، شبى را به روز نياورده ، به روزى شد كه سركار شاهزاده آزاده ، كه زيب جهان است و فخر ميدان ، شيررزم است و مير بزم ، نواب كامياب ، « شيخ على ميرزا » ، از اطلاع ورود من به « نهاوند » ، ميل به ديدن فرمودهاند .
من هم به مفاد آنكه گفتهاند :
بيت
چهخوش باشد كه بعد از انتظارى * به اميدى رسد اميدوارى
يا آنكه :
هامش
( 1 ) . ش ، م : با ندارد .
( 2 ) . ب : طى ندارد .
( 3 ) . م : راهى ندارد .
( 4 ) . ش : آيت
( 5 ) . همايون ميرزا ، فرزند فتحعلى شاه قاجار و برادر اعيانى محمود ميرزا ، متولد شب جمعه 28 جمادى الثانى 1216 ه . ق . ، كه تحت تربيت ميرزا شفيع صدر اعظم پرورش يافت . در سال 1241 ه . ق . حاكم نهاوند گرديد و تا سال 1250 ه . ق . در اين مسند باقى ماند . پس از بر تخت نشستن محمد شاه قاجار گرفتار و به زندان اردبيل اعزام شد . 16 فرزند داشت و با دختر ميرزا شفيع در سال 1235 ه . ق . / 1819 م . ازدواج كرد . گاه شعر مىسرود و به « حشمت » تخلص مىكرد . ( تاريخ منتظم ناصرى ، 3 / 1544 ؛ اكسير التواريخ ، 209 ) . محمود ميرزا تخلص وى را همايون نگاشته است . ( سفينة المحمود ، 1 / 38 - 39 ) .
( 6 ) . نهاوند( Nahavand )مركز شهرستانى به همين نام در استان همدان ، كه در روزگار سلوكى اشكانى لائوديسه( Laodicea )نام داشته و آنتيوخوس سوم معبدى براى ستايش يا به افتخار همسر زيبايش در آن ساخته بود . آخرين جنگ اعراب با سپاهيان خسته و از هم پاشيده و بدون پادشاه ساسانى در نزديكى آن به وقوع پيوست ، كه به انقراض سلسله ساسانيان انجاميد . اين شهر در آبانماه 1385 ه . ش . 437 ، 19 خانوار و 141 ، 73 نفر جمعيت داشته است .
( 7 ) . ش : و مرا دريافت ندارد .
( 8 ) . ش : و مرا