تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه هاى خطى فارسى ( فارسى ) — صفحة 563

مساهمون:

ص٥٦٣
كوشم ، و چشم از اكثر « رموزات » و « دقايق » اين سفر پوشم . چون در انجام هركتابى ، لا بدا نامى لازم [ است ] ، اين رساله را موسوم به نام برادر مهربان « جهانشاه ميرزا » « 14 » نمود ؛ چون هم او باعث [ شد ] كه شرح اين احوال [ را ] پرداختم ؛ لهذا او را « مقصود جهان » نام نهادم . اما معروض مىدارد كه چون از براى نقل مكان از شهر به « باغ علىآباد » ، كه باغى است از محدثات « على مردان خان فيلى » « 15 » ، و خيلى خوب باغ خوش همه چيزى است ، [ كه ] به « 16 » معادل 1000 « سرو » دارد ، هرسروى 3 ذرع « 17 » و 5 ذرع « 18 » قطر و 35 ذرع « 19 » ارتفاع دارد . گويا در گلستان جهان ، بىعديل « 20 » باشد ؛ به همان‌روز و طالع كه ياد كرديم ، حركت كرده ، تا آن‌كه همراهان آن‌چه لازم راه همراه دارند و آن‌چه سالم خواهند ، به حافظ « مال » و « عيال » سپارند ؛ تا چون نوبت به رحلت « 21 » شد ، اين نگويد بارم در گل است و آن كارم ، مشكل . 4 روز را پاى « 22 » تخيل « 23 » تحمل ؛ در توقف ، توقفى همراه ؛ چون منظور توقف برآمد ، ناگاه : [ بيت ]
نامه به كف قاصدى درآمدم از در * زيب عُذارش « 24 » غبار كعبهء مقصود
هامش
. خوفا للتطويل ، يعنى از ترس درازگويى . . م : لدهر . كوتاه‌گويى ، خلاصه‌گويى . ( 14 ) . جهانشاه ميرزا ، فرزند فتحعلى شاه و برادر اعيانى محمود ميرزا قاجار ، متولد روز يك‌شنبه ، 25 رمضان 1224 يا 1225 ه . ق . ، كه پس از انتصاب « همايون ميرزا » برادرش به فرمانروايى « نهاوند » ، به اين ديار سفر كرد و به تفريح و خوشگذرانى پرداخت و اشعارى اندك نيز با تخلص « جهان » سروده است . سرانجام در سال 1250 يا به روايتى ( 1251 ه . ق . / 1835 م . به بيمارى و با در عنفوان جوانى درگذشت . ( اكسير التواريخ ، 209 ؛ تاريخ منتظم ناصرى ، 3 / 1634 ) . محمود ميرزا درباره‌اش مىگويد : « نوربخش عالم سلطنت است و ضياء دولت ، كلامش شكرريز است و سخنش عنبربيز . در خطّ نستعليق و علم رياضى بىبهره نيست و از من فراگرفته . كهتر برادر بطنى و صلبى را قم اين كتاب خيرمآب است . . . گاهى به بستن نظمى ميل نمايند . . . تخلصش را جهان قرار داده‌ام ، اميد كه جاودان و كامران باشد . » ( سفينة المحمود ، 1 / 41 - 42 ) . ( 15 ) . على مردان خان فيلى ، حكمران لر كوچك ( لرستان ) در عهد صفويه ، كه در سال‌هاى پايانى اين سلسله مىزيست و در زمان طغيان محمود افغان با سپاهى 500 نفره به يارى شاه صفوى شتافت ، اما شكست خورد . در سال 1151 ه . ق . در شهر « سيواس » تركيه وفات يافت . ( جغرافياى تاريخى لرستان ، 293 - 299 ) . ( 16 ) . ب : به ندارد . ( 17 ) . ب ، ش : ذرع ( 18 ) . ب ، ش : ذرع ( 19 ) . ب ، ش : ذرع ( 20 ) . عديل( adil )، نظير ، مثل ، مانند . ( 21 ) . كوچيدن ، كوچ‌كردن . ( 22 ) . م : به اين ( 23 ) . ب ، ش : تحيل ( 24 ) . عذار( ezar )، رخسار ، چهره .