از خاك گل هم گلآلود شد . ديگر سوار نشده ، پياده آمدم .
ساعت 4 به غروب [ مانده ] ، وارد آبادى « پل ورگان » شده ، در « كاروانسرائى » در اتاق كثيفى منزل كرده ، چاى خورده ، نماز كرده ، رفتيم به گردش . اين ده كه موسوم به « پل ورگان » است ، ملكى « شاهزاده ظل السلطان » مىباشد ؛ و از جمله دهاتآباد [ و ] ممتاز اين صفحه است .
عمارتى در كنار رودخانه ، در جنب پل بنا كرده است . 2 نهر آب از رودخانه سوا كرده و در دو طرف پل مسلط به رودخانه كرده ، . . . « 1 » پاى 3 آسياب مىگردد . ترتيب آسياب اينجا غير از « تهران » و « كرمان » و ساير نقاط است . ديگر زمين را گود نكرده ، تنوره [ اى ] ساختهاند ، فقط چرخى ساخته و آب نهر را بر آن مسلط كرده ، آن چرخ مىگردد و آسياب را مىگرداند .
پلى مرحوم « شاه عباس » در اين نقطه ساخته [ كه ] 18 چشمه مىخورد . تقريبا 70 ذرع الى 100 ذرع طول پل هست . 2 چشمهء آن را آب در اين چند روز نصفه برده است . هيچكس در فكر تعمير نيست . آنهائى كه فايدهء اين راه [ را ] مىبرند ، بايد تعمير نمايند ، ابدا در فكر نيستند ، تا چه رسد به سايرين .
اين ملك و تخمينا 100 پارچه ملك ديگر در همين اراضى « لنجانات » ، متعلق به « شاهزاده » مىباشد . اين املاك در اجارهء « ميرزا حسن على خان كاشى » است . خيلى آباد و داير است .
« باغوحش » را كه نوشتم صاحبش لامعلوم است ، حالا معلوم گرديد مال « شاهزاده ظل السلطان » است .
بارى ، گردش كاملى نموده ، نزديك غروب به اتاق كثيف « كاروانسرا » مراجعت كرده ، « دعاى سمات » خوانده ، نماز مغرب و عشاء [ را ] بهجا آورده ، غذا خورد [ ه ] ، خوابيديم . چون خيلى منزلمان « بد » و « كثيف » است ، خواب غيرممكن است .
به هرصورت ، مسمائى به عمل آمده ، ساعت 7 برخاسته « 2 » ، تدارك حركت نموده ، ساعت 3 از شب [ گذشته ] ، از « پل ورگان » « 3 » روانه شديم .
روز شنبه ، دوم جمادى الاولى [ ربيع الثانى 1330 ه . ق . ]
ساعت 9 از شب [ گذشته ] ، روانه شديم . از « پل » عبور كرده ، رودخانه در دست چپ مانده ، همهجا پياده آمديم . گردنهء مختصرى در راه داريم . صبح طالع شد . در
هامش
( 1 ) . ناخوانا .
( 2 ) . در اصل : برخواسته
( 3 ) . در اصل : ورگون