داخل و خارج اين باغ موجود است و « كاروانسرائى » ساختهاند و شعبه [ اى ] از آب رودخانه زايندهرود آوردهاند و زراعت مىكنند . و اين آبادى موسوم به باغوحش « 1 » است [ و ] مكارى غالبا در اينجا منزل مىنمايد .
اراضى زراعتخيز خوبى دارد . « خالصه » بوده است ، فروختهاند . مالك حاليهاش را ندانستم .
در جلو « كاروانسرا » پياده شده ، كنار نهر آب ، در سايهء درختهاى « بيد » نشسته ، قدرى از پلو ديشب داشتيم . غذائى خورده ، از اينجا تا « پل ورگان » « 2 » دو فرسخ است .
ناهار صرف [ شده ] و حركت كرديم . اراضى اينجا « چمنزار » است و مال فرو مىرود .
« شاه عباس » از « پل ورگان » تا « باغوحش » ، جاده سنگفرشى به عرض « 3 » 2 ذرع ساخته است ، ليكن حاليه خراب شده و همهء سنگهايش ريخته [ است ] . پاره [ اى ] قطعاتش صحيح مانده [ است ] .
در دو طرف جاده ، اراضى هم در زير زراعت ، ملك به ملك و آبادى به آبادى متصل بود . تقريبا در اين 2 فرسخ راه ، كه همه را از اراضى مزروعى گذشتيم ، از 52 « پل » كه در روى نهرهاى دهات ، كه از رودخانه زايندهرود براى دهات « لنجان » بريدهاند ، گذشتيم .
كوچكترين نهرها به قدر 6 سنگ آب داشت .
رسيديم به نهر « قوريجان » « 4 » ، [ كه ] ملكى « شاهزاده ظل السلطان » [ است ] . تقريبا رودخانه بود كه 3 چشمه پل مىخورد . مىگويند با اين آب ، باز اراضى باير بسيار دارد . در نيم فرسخى « پل ورگان » ، در ميان 2 نهر كه تقريبا 2 ذرع بيشتر فاصله نبود و ما از آن راه تنگ مىرفتيم ، قاطر بنده به رود درآمد و معلق شدم .
حفظ خداوند شامل [ شد ] و بركات حضرت سيد الشهداء - ارواحنا فداه - نه در آب افتادم و نه جائى از بدنم صدمه خورد . برخاستم « 5 » ، لباسم را كه از باران تر شده بود ،
هامش
( 1 ) . باغوحش روستايى است از توابع بخش مركزى شهرستان فلاورجان اصفهان و در 915 كيلومترى اين شهر ، كنار راه فلاورجان به شهركرد و نجفآباد به مباركه ، كه 1685 متر از سطح دريا ارتفاع دارد .
( 2 ) . شهر فلاورجان( Falavarjan )كه از زمان صفويه پلى به نام ورگان داشته و به آن پل ورگان مىگفتند .
اين شهر مركز شهرستان نوبنياد فلاورجان استان اصفهان بوده و در سال 1385 ه . ش . 9110 خانوار و 224 ، 38 نفر جمعيت داشته است .
( 3 ) . در اصل : ارض
( 4 ) . امروز به آن قهدريجان مىگويند .
( 5 ) . در اصل : برخواستم