ميان منزل ساختهاند ، كه زمستان « مكارى » از شدت برف نمىتواند اين 3 فرسنگ راه را يكسره برود ، ناچار در اين « كاروانسرا » مىافتد .
سه چهار خانوار رعيت هم در اين « كاروانسرا » صمصام السلطنه منزل داده است ، كه « كاه » و « جو » و « آذوقه » براى مكارىها تدارك مىكنند . مىگويند يك ماه ديگر علف اينجا طورى بلند مىشود كه مكارىها اينجا مىچرانند مالهاى خود را .
از گردنه ناغون تا گردنه زره يك فرسنگ است . زمين هموارى است اين زمين و جلگه را سولگان « 1 » و درياچه را « درياچه سولگان « 2 » » مىگويند .
« عبد الكريم » همينطور پياده مىرود . رسيديم به گردنه زره . از اين طرف كه رو به بالا مىروند ، زياد مرتفع نيست . راه را هم ساختهاند . چندان سخت نبود . تا رسيديم به سر گردنه ، از آنطرف سرازير شديم . يك فرسخ تمام ، سرازيرى بسيار تندى دارد .
قريه « شلمزار « 3 » » ، ملكى « صمصام السلطنه » در پاى گردنه است و از سر گردنه پيدا است .
اين راه ، دوتا مىشود :
يكى ، راه تابستان و ديگرى راه زمستان .
راه « زمستانرو » تعمير شده و تمام راه [ را ] بدون پيچوخم كرده ، جاده پيادهروى است ، كه چون آفتابگير است ، برف [ در ] آنجا زود آب شده و مكارى از آنجا عبور مىنمايد .
ليكن راه « تابستانى » را جاده ساختهاند با پيچوخم ، كه نسبتا مال به راحت مىتواند عبور نمايد ، ليكن اين راه هنوز . . . « 4 » خموپيچ او در برف مستور است . ما بايد از راه آفتابرو برويم .
« عبد الكريم » پياده بود . جلو قاطر را گرفته ، از اين راه كشيد . من هم سر گردنه پياده شده ، تا به خود پيچيديم كه از كدام راه برويم ، در ميان كوه برف مانديم . چند قدم كه رفتيم ، قاطر فرورفت در برف . « رضا » جلو رفت و راهى ترتيب قاطر « عبد الكريم » جلو
هامش
( 1 ) . در اصل : سيلگون
( 2 ) . در اصل : سيلگون ، كه امروزه به تالاب سولگان ( سولقان ) معروف است و در مرز شهرستانهاى « بروجن » و « اردل » قرار گرفته است و نام خود را از روستاى سولگان( Sulegan )كه يادگار شولگى / سولگى از فرمانروايان ايلام باستان است ، اخذ نموده است .
( 3 ) . امروزه به شلمزار( Shalamzar )تبديل شده و مركز شهرستان كيار است و در سال 1385 ه . ش . 1674 خانوار و 7096 نفر جمعيت داشته است .
( 4 ) . ناخوانا .