در سرازير نمىتوانيم راه برويم .
به هرصورت ، نشسته ، ايستاده ، آمديم .
ساعت 3 به غروب [ مانده ] ، به « پل » رسيديم ، كه روى رودخانه « كرن » ، « پل آجرى » بستهاند . پل اول را كه خراب شده است ، شخص اروجنى بسته بود و 14 سال قبل خراب شده ؛ يك نفر باغ دورانى « 1 » - كه از املاك لنجان « 2 » است - آمده [ و ] اين پل را ساخته [ است ] و اين پل هم « قريب الانهدام » است .
به فاصلهء 1000 قدم كه از پل و سنگستان كنار پل دور مىشوند ، به رودخانهء كوچكى مىرسند كه فعلا به قد 80 سنگ آب دارد ؛ و مىگويند اگر بارندگى بشود ، ممكن نيست اسب زدن و حاليه هم به واسطهء آنكه در اين نقطه ، آب خيلى گود و تند و عرض رودخانه [ هم ] كم است ، ناچار پل چوبى ساخته و از شاخههاى بلوط به هم بافته [ و ] روى آن انداختهاند .
نصف پل را « خاكريز » كرده بودند . نصفهء ديگر هنوز ناتمام بود .
به هرصورت ، از روى همان چوبها ، مالها را رد كرده ، آمديم به آبادى « دوپلان » ، كه تقريبا 25 خانوار رعيت دارد . همه سادات هستند . ما رفتيم در خانهء « سيد » پيرمرد ريشسفيدى ، موسوم به « سيد على اكبر » .
خودش نبود . زنى كه مشغول بافتن طناب « 3 » سياه و سفيد پشمى بود ، به مهربانى ما را پذيرفت . در باب كرايه بهطور انسانيت گفت هرچه بدهيد . منزلشان هم خيلى كثيف [ بود ] ، ولى همينقدر كه سايبانى « 4 » بود ، كافى بود .
از شدت مالها زير بارو خودمان روى خاك افتاديم . با زحمتى نمد را از روى بار ، باز كرده ، لحاف زير پاى خودم را انداخته و من « 5 » افتادم .
تقريبا يك ساعت يا بيهوش و يا خواب بودم .
بيدار شدم . چاى حاضر شده بود . فنجان چاى خورده ، نانخشكى با چاى
هامش
( 1 ) . باغ دوران يا باغ بهادران شهرى است تاريخى از توابع شهرستان لنجان ( زرينشهر ) اصفهان ، در كنار « زايندهرود » و 18 كيلومترى لنجان ، كه در آبانماه 1385 ه . ش . 2433 خانوار و 8812 نفر جمعيت داشته است .
( 2 ) . لنجان( Lenjan )شهرى است كوچك و باستانى در استان اصفهان و مركز شهرستانى به همين نام كه زرينشهر هم ناميده مىشود و در سال 1385 ه . ش . 164 ، 15 خانوار و 375 ، 56 نفر جمعيت را در خود جاى داده بود .
( 3 ) . در اصل : تناب
( 4 ) . در اصل : سايهبانى
( 5 ) . در اصل : و من و من