بهرام مرده « 1 » . مىگويند « بهرام [ گور ] » با لشكرش در اين گردنه مفقود شدند . زمين اينجا ، علاوه بر سنگستان ، به قدرى رخو « 2 » و سست است ، كه مال دستش تا زانو به گل فرو مىرود .
در هرقدم شكر نعمت حقتعالى كردم ، كه اگر باران ديشب طولانى شده بود ، حال امروز ما در اين زمين چه مىشد . قدرى در گردنه بالا آمديم . قاطرها غرق عرق شده [ بودند ] . آفتاب هم مؤثر بود و بالاخره از رفتن ايستادند .
طول گردنه يك فرسخ است ، ليكن از يك « قله » « 3 » بايد بالا برود . گردنهء اول در كمر بود و نسبتا خيلى بهتر ؛ ولى اين گردنه مثل گردنهء مرواريد ، بايد در يك قله « 4 » مستقيم برود ؛ راه را پيچوخم دادهاند .
پياده شده ، هرچه مىرويم ، به سرگردنه نمىرسيم .
[ در ] دو سه نقطه ، از شدت خستگى و عرق افتاديم .
به هرصورت ، مدت يك ساعت و نيم پياده رفتيم ، تا به سر گردنه رسيديم . از آنجا سرازير شده ، سوار شديم . راه باتلاق خيلى سخت [ است ] . اينجا درخت ندارد . برف در كنار جاده است ، كه همان رطوبت برف جاده را باطلاق كرده ، و اين جاده يك فرسخ و نيم نزديكتر است ؛ و تازه مكارى از اين راه آمده .
زمستانها از دره [ اى ] مىروند كه اين راه زير برف مىماند . به عينها . . . « 5 » كرند جائى است .
قاطر من در باتلاق پى زد و چلاق شد .
ناچار پياده شده ، راه گلسنگ سرازير بىاندازه [ بود ] . يك ساعت و نيم هم در اين راه آمديم . برف همهجا در طرف جاده بود . كرفس زيادى دارد ، ليكن 2 روز قبل گوسفند از گرمسير كه آمده ، چريده و آنهايى كه زير برف هستند ، بيرون نيامدهاند .
باز رسيد به گردنه سنگى سختى . اينجا من قاطر « عبد الكريم » را سوار شدم ، « عبد الكريم » هم قاطر « رضا » را . مجددا درختهاى بلوط در دو طرف پيدا شدند . اين گردنه معروف به آستانه پلنگى [ است ] .
ساعت را نگاه كردم ، ديدم 6 ساعت از دسته گذشته و ما 7 ساعت راه آمدهايم .
هنوز 2 فرسخ ديگر داريم . قاطرها به كلى از كار افتاده و خودمان هم نه در سرابالا ، نه
هامش
( 1 ) . امروزه به آن گردنه برهمرده مىگويند .
( 2 ) . رخو( rexw )، سست .
( 3 ) . در اصل : غله
( 4 ) . در اصل : غله
( 5 ) . ناخوانا