غرق خواب [ هستند ] .
تمام فضا تاريك [ است ] . شب خيلى غريبى گذشت . مجددا خوابم برد . ساعت 9 برخاستم « 1 » . آقايان را صدا زدم ، برخاستند . « 2 » « رضا » خيلى مشكلش بود كه سماور را آتش نمايد ، ناچار خودم سماور را آتش كردم .
چاى خورده ، نماز خوانده ، يك ساعت به دسته [ مانده ] ، حركت كرده ، روانه شديم . از اول منزل سوار شديم .
روز شنبه ، بيست و چهارم [ ربيع الثانى 1330 ه . ق . ]
يك ساعت به دسته مانده ، حركت كرديم . منزل امروز 7 فرسخ است ، هم در گردنه و كوه و باتلاق . منزلگاه ما امروز « دوپلان » است ، يعنى در روى همين رودخانهء شوشتر - كه اينجا معروف به كرن « 3 » است - دو پل بسته شده ، يكى خراب و ديگرى داير است .
در حقيقت ، اين دو پل در روى همين يك رودخانه است .
از منزل سوار شديم . يك فرسخ و نيم در كمر كوه [ و ] در سنگستان غريب و عجيب بالاتر قاطرهاى مفلوك رانديم . تمام اين يك فرسخ و نيم ، گردنهء رو به بالا بود . خيلى سخت ، در بغله كوه و در در [ ه ] ها ، درخت بلوط زياد بود ، كه هنوز برگ نكرده بودند .
تكتك درخت « بادام كوهى » بود ، غرق شكوفهء سفيد و سرخ بود . به علاوه ، لال [ ه ] هاى سرنگون « 4 » تازه به گل آمده بودند . بىاختيار از قاطر پياده شده ، رفتم چند بوته كنده ، قدرت الهى را تماشا كردم ؛ و حقيقت ، اگر اين لال [ ه ] ها در تهران بود ، بوته [ اى ] يك تومان ارزش داشت ، بلكه زيادتر « 5 » .
قريب [ به ] نيم فرسخ پياده رفتم ، در كنار همان رودخانهء كوچك ، كه ديشب در يسار ما بود . نشسته ، نان و ماست [ و ] كره خورديم . قاطرها رفته بودند . يك ميدان ديگر پياده رفته ، به قاطرها رسيده ، سوار شديم .
اين گردنه را گردنه گندمكار مىگويند .
از آنجا باز گردنه [ اى ] بلندتر و سختتر از گردنهء اول پيش آمد ، معروف به گردنهء
هامش
( 1 ) . در اصل : برخواستم
( 2 ) . در اصل : برخواستند
( 3 ) . رود كارون
( 4 ) . امروزه به لالههاى واژگون معروف هستند .
( 5 ) . در اصل : زياد