تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه هاى خطى فارسى ( فارسى ) — صفحة 493

مساهمون:

ص٤٩٣
« عباس على » هم قاطرهايش را جو داده و حاضر كرده است . من وضو گرفته ، چاى خورده ، مشغول نماز شدم . هنوز تا صبح مدتى باقى بود . « عبد الكريم » هم خواب بود . من كه به نماز ايستادم ، « رضا » و « عباس على » به خواب رفتند . وقتى آنها را صدا زدم ، كه خودم از كار نماز صبح هم فارغ شده بودم .

روز جمعه ، بيست و سوم [ ربيع الثانى 1330 ه . ق . ]

يك ساعت و نيم به دسته [ مانده ] ، حركت كرديم . راه امروز هم مثل ديروز ، 2 گردنه دارد : اول گردنهء « شليل » ، كه تقريبا يك فرسخ در بغله رودخانه [ و ] كنار كوه رفتيم . اكثر نقاط را پياده عبور كرده ، جنگل « بلوط » ، همه‌جا از دو طرف به آسمان سركشيده [ است ] . يك فرسخ از « شليل » كه رفتم و گردنهء « شليل » را قطع كرديم ، به چند « آسياب » رسيديم ، كه از آب همين رودخانه داير بود . از پشت آسياب‌ها پيچيده ، به بغله خيلى مرتفعى كه راه بسيار باريكى داشت . ناچار پياده شده ، اين گردنه را بالتمام پياده رفتيم تا به سر تپه رسيديم ، كه تقريبا نيم فرسخ مىشد ، چه خودمان و چه مال‌ها ، غرق عرق بوديم . بالاى گردنه ، فضاى سبز مسطحى ديده شد ، كه زحمت و خستگى اين حركت را جبران كرد . درخت‌هاى « بلوط » و « چنار » اين نقطه ، هنوز برگ نكرده [ و ] تازه جوش كرده است . سوار شديم . قدرى نان و خرما و گوشت مرغ همراه داشتيم ؛ در روى قاطر صرف كرده ؛ يك فرسخ جاده خوب و هوا بسيار لطيف و مساعد بود . بعد ، رسيديم به گردنه لقم‌گير « 1 » . گويا اصلا « لگام‌گير » باشد . به قدر نيم فرسخ رو به بالا رفتيم . فقط [ در ] يكى دو نقطه پياده شديم . راهش خوب بود . سنگستان نبود . سر گردنه پياده شده ، يك فرسخ تمام سرازير آمديم ، كه [ در ] هيچ نقطه [ اى ] ممكن نبود سوارى [ كنيم ] . در 3 نقطه ، از شدت خستگى ، سوار شدم ؛ ليكن به فاصله 200 قدم ، مجددا پياده شديم .
هامش
( 1 ) . اين گردنه جزئى از راه باستانى و جاده تاريخى دزپارت بوده و در دهستان شليل شهرستان اردل استان چهارمحال و بختيارى و بين روستاهاى « پوهلك » ، « علىآباد » و « گله‌شور » قرار گرفته است .
سفرنامه هاى خطى فارسى ( فارسى ) — صفحة 493 | هارون وهومن