تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه هاى خطى فارسى ( فارسى ) — صفحة 491

مساهمون:

ص٤٩١
ساعت 5 / 1 از شب [ گذشته ] ، لقمه نان و تخم‌مرغ و ماست خورده ، خوابيديم . هواى اين محل سرد است . هرچه مىخواستيم ، به اعلى درجهء گرانى قيمت مىگرفتند . اسم شريف اين « خان » ، كه يادگار ماضيين « 1 » مىباشند ، « امام قلى خان » است . شب از وضع اين اشخاص خيلى خائف بودم كه دستبردى بزند . اين اتاق هم در ديگرى ندارد . اسم اتاق دارد ، نه رسم . خلاصه ، شب را قدرى خواب و قدرى بيدار گذرانيديم .

روز پنج‌شنبه ، بيست و يكم [ ربيع الثانى 1330 ه . ق . ]

ساعت 9 ، از ترس ورود خوانين برخاسته « 2 » ، به فوريت چاى خورده ، نماز خوانده ، ساعت 10 سوار شده ، رانديم . منزلگاه امروز ما « شليل » است . 2 گردنهء عظيم در راه داريم . اول « بلوط بلند » ، دويم « مرواريد » . 2 فرسخ و نيم در گردنه « بلوط بلند » ، كه جنگل « بلوط » بود و همه‌جا پرتگاه و سنگستان‌هاى سخت بود ، عبور كرده ؛ همه را پياده عبور كرده ، تا رسيديم به اول « مرواريد » . كنار چشمه پياده شده ، ناهار « نان » و « ماست » خورده ، از آن‌جا سرازير شديم . يك فرسخ و نيم در سنگستانى عبور كرديم . همه را پياده ، كه در هرقدم تصور مرگ بود . به هرصورت ، ساعت 6 وارد منزل شديم . يك ميدان به منزل مانده ، رسيديم به « پل عمارت » « 3 » . پلى قرينهء همان « پل شالو » ساخته‌اند در سينهء كوه ، كه 22 ذرع طول اين پل و 2 ذرع عرض دارند . از عجايب خلقت وضع رودخانه در اين نقطه [ است ] ، كه تمام اين آب - كه خدا مىداند چه‌قدر است - تقريبا ثلث « فرات » به نظر مىآيد ، از تنگه سنگى عبور مىنمايد كه يك ذرع عرض دارد . حالا عمقش چه‌قدر است ، خدا بهتر مىداند . به
هامش
( 1 ) . گذشته‌ها . ( 2 ) . در اصل : برخواسته ( 3 ) . « شركت لينچ و شركا در سال 1314 ه . ق . . . دو پل بزرگ آهنى نصب كرد كه آنها را با پيچ‌هاى بزرگ آهنى كوبيده و همه‌ساله تعمير مىنمودند و رنگ و روغن مىزدند . مسافرانى كه از روى پل‌ها مىگذشتند ، مبلغى مىپرداختند . يكى از اين دو پل در عمارت و ديگرى در پاى گردنه مرواريد قرار داشت . » ( سفرنامه دوراند ، 89 ) .
سفرنامه هاى خطى فارسى ( فارسى ) — صفحة 491 | هارون وهومن