تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه هاى خطى فارسى ( فارسى ) — صفحة 480

مساهمون:

ص٤٨٠
هوا بناى تاريكى را گذاشت . باد سختى وزيدن گرفت . وارد گردنه [ كه ] شديم . « باد » با « باران » توأم شد ، به وسط گردنه رسيد . باد ، باران را طورى به سر و صورت ما مىزد ، كه مثل ساچمه مىسوخت . باد ، قاطرها را برگردانيد . ناچار پياده شده ، خودمان را به زحمت زياد ، به استعانت سنگ‌ها در پناه تپه كشيده ، رفتيم به سر تپه رسيديم . باد و باران ، هردو ساكت گرديد . از اين « نقطه » تا « منزل » نيم فرسنگ بيشتر نيست . با آن‌كه پالتو بارانى داشتم ، تمام لباسم طورى تر شده بود ، مثل آن‌كه شسته باشند . بارى ، 5 / 1 از دسته [ گذشته ] وارد شده ، تا ترتيب منزلى داديم ، ساعت 4 شد . امروز ديگر ممكن نبود در صحرا بمانيم ، خاصه آن‌كه اين منزل كه اسمش « قلعه تل » « 1 » باشد ، خيلى آبادى دارد . خان [ ه ] هاى خشت و گلى بسيار دارد ، و وجه تسميه اين نقطه به « قلعه تل » ، يعنى قلعه تل . اين قلعه در روى « تل » بسيار مرتفعى واقع [ شده ] و اطراف قلعه را جلگهء وسيعى احاطه نموده ، كه آن جلگه را [ هم ] كوه‌هاى عظيم احاطه دارد . بسيار صفحهء خوبى است . همهء اين قطعه زمين ، زير زراعت بود و همهء زراعتش « ديم » است ، حتى « باقلا » . فقط « برنج » را آب مىدهند . هم چشمه دارد ، هم رودخانه . بسياربسيار جاى باصفائى است . اطراف تپه [ اى ] كه قلعه روى آن بنا شده است ، يكى دو نقطه درخت كاشته‌اند . درختهايش هم خوب رشد كرده [ است ] . در حقيقت ، اين‌جا برزخ ميان « ييلاق » و « قشلاق » است . هواى خوشى دارد .
هامش
( 1 ) . قلعه تل( Qal eh tol )شهرى است كوچك و مركز بخشى به همين نام از توابع شهرستان باغ ملك ، در 5 / 11 كيلومترى باغ ملك و سر راه باغ ملك به ايذه در ارتفاع 730 مترى از سطح دريا . در گذشته تل تمبى ناميده مىشد و در سال 1230 ه . ش . محمد تقى چهار سنگ بر بالاى تپه بلند آن قلعه‌اى ساخت كه حكومت‌نشين جانكى بوده است . برخى بر اين باورند شهر اسلامى باذير( bazur )در قرن چهارم هجرى ، در اين مكان قرار داشته است . تل( tol )در زبان لرى به‌معناى تپه و تل است كه بيشتر آن خاك باشد و صخره‌اى و سنگى نباشد . اين قلعه نظامى تا اواسط حكومت رضا شاه پهلوى آباد بوده و مورد استفاده واقع مىشده است . ( خوزستان و كهگيلويه و ممسنى ، 128 - 135 ) .