سوار شدم . يك فرسخ هم سواره آمدم . « زمان » و « ذو الفقار » ، هم همهجا پياده همراه بودند .
يك ساعت از آفتاب برآمده ، رسيديم به پاى گردنه . پياده شده ، روبهراه آورديم .
شرح « گردنه » از اين قرار است :
كوه سنگستان سختى و زمينه كوه راه باريكى است . بايد از پاى كوه تا سر كوه رفت . تقريبا يك فرسخ ارتفاع دارد .
بالجمله ، پياده آمديم تا بالاى گردنه ، و اين كوه به كلى « خشك » و « بىگياه » بود .
درّ [ ه ] هاى اطراف ، همه سبز و خرم بود .
از سر گردنه كه سرازير شديم ، هوا خيلى تغيير كرد .
كوه ، سبز .
دره ، سبز .
عالم ، سبز .
بهشت برين .
اين تپهها ، غرق گل شقايق و سنبل كوهى و لالههاى زرد و سرخ [ بود ] . هنگامه [ اى ] بود ، كه منتهاى حظّ بصر به عمل آمد .
راه ، خيلى خوب [ بود ] . همه را در بغله تپهها عبور داده ، تقريبا 2 فرسخ هم در اين دره و تپههاى سبز و درخشند [ ه ] ، در سرازير و سرابالا عبور داده ، بعضى نقاط [ را ] پياده و بعضى نقاط [ هم ] سواره آمديم .
من به « عبد الكريم » نشان مىدادم نقاط قشنگ را ، و او به من ، و به ياد خانم « مفرح السلطنه » ، صلوات مىفرستاديم .
ساعت 5 / 3 از دسته گذشته ، از « ماهور » بيرون آمده ، به قطعه زمينى مثل « گزى » رسيديم ، موسوم به « جلگه جارو » « 1 » ، كه يك قطعه زمرد بود .
ساعت 4 از داخله خانوار جارو گذشته ، آمدم در برابر « امامزاده شهسوار » و زير درخت نظر كرده شهسوار ، كه عبارت از درخت سدرى بود ، پياده شده ، در سايهء اين درخت منزل كرده ، بهطور حقيقت ، رفع خستگى شد .
هامش
( 1 ) . جارو( Jaru )مركز دهستان هفتگل بخش هفتگل شهرستان رامهرمز استان خوزستان بوده ، كه كنار راه هفتگل به مسجد سليمان و چند كيلومترى رودخانه آب شور واقع شده و يك روستاى تپه ماهورى محسوب مىشود . ( فرهنگ گيتاشناسى ، 3 / 324 ) .