تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه هاى خطى فارسى ( فارسى ) — صفحة 467

مساهمون:

ص٤٦٧
يكى از ادله « سردار ارفع » در شكايت از اين وضع حاضره همين است ، كه اگر بايد همهء سرداران ماليات بدهند و من بايد 000 ، 80 تومان ماليات بدهم ، چرا خوانين بختيارى ماليات خودشان را نداده‌اند . اگر محل مواجب سوار خودشان قرار داده‌اند ، چرا « وزارت ماليه » نمىنويسد . خلاصه ، اين حرف‌ها را از پيشكار ماليه شنيدم . وارد تنگهء مختصرى شده ، تپه‌هاى خاكى پيچاپيچ را قطع كرديم . پاره [ اى ] تپه‌هاى سنگى هم بود . در وسط راه گردنهء سنگى بود . قدرى صعب بود . « عبد الكريم » سواره [ بود ] و من از منزل ، همه را پياده آمدم . در بالاى گردنه ، هواى بسيار خوبى بود . همهء اين تپه‌ها سبز بود ، ليكن سبز [ ه ] ها به واسطهء گرمى هوا خشكيده بودند . آفتاب كم‌كم تابش پيدا كرده ، يعنى در آفتاب نمىشد حركت كردن ، عطش زيادى هم به من غالب آمده ، آب هم همراه نداريم . به عرض آب ، قدرى نان و گوشت مرغ ، كه از شب نگاه داشته بودم ، از « رضا » گرفته ، « عبد الكريم » هم پياده بود . چند لقمه نان و گوشت خورديم . همين‌طور اين لقمة الصباح را در راه خورديم و جائى نشستيم . تپه‌هاى دو طرف جاده ، همه سبزند و بعضى سبز [ ه ] ها خشك و بعضى تر و تازه هستند . تيهوى زيادى در اين تپه‌ها بودند و گردش مىكردند . همين‌كه از گردنه پائين آمدم ، در نقطه [ اى ] آب باران جمع شده بود . رفته [ و ] آب مفصلى خورده ، به قدر ميدانى ديگر هم پياده آمده ، بعد سوار شدم . از آخر اين تپه‌هاى گچى ، تا منزل يك فرسنگ باقى است . تقريبا 2 فرسخ پياده آمدم و چون قاطر خيلى بد است ، پياده‌روى خيلى آسان‌تر است . الحمد لله رب العالمين . وارد جلگه گزى « 1 » شديم . اين جلگه ، مثل جلگه رغيبه محدود است به كوههاى كوتاه . فرقى كه دارد ، جلگه « رغيبه » از طرف مغرب و قدرى از شمال ، متصل به خاك « اهواز » و خودش هم جزو « اهواز » محسوب است .
هامش
( 1 ) . امروزه به آن گزين( Gazin )مىگويند و مركز دهستانى به همين نام از توابع شهرستان هفتگل است ، كه سر راه هفتگل به مسجدسليمان و شوشتر ، 18 كيلومترى شمال غربى مركز بخش واقع شده و 1500 متر از سطح دريا ارتفاع دارد .