- « خوب توتون ، زين « 1 » . قدرى به ما هم بدهيد . »
- « چشم . »
اطاعت كرده ، دادم .
باز رفت و آمد . يك دانه مرغ براى من تعارف آورد . مرغ را بسته ، كنار مفرش گذاشتيم . مكارىهائى كه به « ناصرى » مىرفتند ، بار كرده ، رفتند . ما اسباب خودمان را جمع كرده ، ساعت 5 / 8 سوار شديم . هنوز عربها مشغول قافله جديد الورود بودند ، كه مىخواستند پياده شوند ، كه ما راه افتاده ، رفتيم .
قريب [ به ] يك فرسخ پياده آمده ، بعد سوار شده ، با اين قاطرهاى مردنى آمديم .
نماز صبح را در « سيدعانه » خوانده ، سوار شديم .
روز سهشنبه ، سيزدهم [ ربيع الثانى 1330 ه . ق . ]
سوار شده ، در « سيدعانه » كه نماز خوانديم ، آمديم . زمين ، قدرى پست و بلند پيدا كرد ، ليكن همهجا سبزهزار است ؛ و گلهاى خوب در سبزهزار به هم مىرسد .
قسمتى پياده ، قسمتى سواره آمديم ، تا ظهر شد . رسيديم به محلى كه چند سياه چادر بود . در آن سياه چادرها ، جماعتى عرب بودند . اسم محل « سلميه « 2 » » واقع در اراضى « رغيبه « 3 » » . صحراى پرگياه خوبى بود .
ساعت 5 به غروب [ مانده ] وارد بر كوخهاى « سلميه » شده ، در خارج از چادرها ، بار انداخته ؛ از ميان كوخها ، زنها [ و ] مردها آمده ، دوغ [ و ] تخممرغ آورده ، خريديم .
آفتاب ، خيلى گرم بود [ و ] اذيت مىكرد .
در اين صحرا ، نه درخت و نه سايبان « 4 » بود . در نزديك اين كوخها ، چند چاه كندهاند كه آب خوراك اهالى از اين چاهها است و آب اين چاهها قدرى گچ دارد ، [ و ] خوشگوار نيست .
من چون شب نخوابيده بودم ، ناچار 2 پتو برداشته ، رفتم كنار چاه ، كه چند شاخه خار براى حافظه چاه گذاشته بودند ، پتوئى انداخته ، روى آن خارها ؛ و پتوئى در سايهء
هامش
( 1 ) . در عربى خوزستانى بهمعناى « خوب » است .
( 2 ) . امروزه به آن سالميه( Salemiyeh )مىگويند و در 15 كيلومترى گزين و 4 كيلومترى رغيوه واقع شده است . اين روستا در ارتفاع 75 مترى از سطح دريا قرار گرفته ، و تپه ماهورى مىباشد و آب و هواى آن گرم و خشك و شرجى است و اهالى آن به شدت از نظر اقتصادى و فرهنگى فقير و آسيبپذير هستند .
( 3 ) . در اصل : رقيبه ، كه همان رغيوه( Roqayveh )از توابع بخش مركزى شهرستان مسجدسليمان است ، كه در 11 كيلومترى جنوب غربى نفت سفيد قرار دارد .
( 4 ) . در اصل : سايهبان