تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه هاى خطى فارسى ( فارسى ) — صفحة 458

مساهمون:

ص٤٥٨
وقت غذا رسيد . غذا خورده ، بعد از صرف ناهار ، مشغول صحبت شديم . وقت عصر ، پسر « شيخ خزعل نصرت الملك » هم آمدند . نشستيم [ و ] تا ساعت 4 مشغول بوديم . من بيچاره 7 تومان [ و ] نيم باخته ، شام خورده ، خوابيديم .

روز يك‌شنبه ، يازدهم [ ربيع الثانى 1330 ه . ق . ]

« مشهدى على دالان‌دار » آمد . من هم بعد از نماز [ به ] گردش رفته بودم ، مراجعت كردم . « مشهدى على » با « مستوفى الملك » صحبت مىكرد . يك نفر « عباس على » نام « بروجنى « 1 » » ، كه از توابع « بختيارى » من اعمال « فريدن « 2 » » است ، آورده بود ، كه 3 مال دارد و بالاخره در 55 تومان 3 مال كرايه كرديم تا « اصفهان » ، كه فردا حركت نمايد . پول [ را ] داديم [ و ] نوشته گرفتيم . او رفت و ما هم مشغول جمع‌آورى اسباب شديم . وقت ظهر غذا خورده ، يك ساعت و نيم به غروب [ مانده ] ، با « مستوفى الملك » [ به ] گردش رفتيم . آب تقريبا از اين باران 10 ذرع بالا آمده است . و راه‌هائى كه در اين چند روز ، در اطراف رودخانه به گردش مىرفتيم ، به كلى آب گرفته بود . هنگامه [ اى ] بود . تقريبا عرض « 3 » رودخانه در اين نقطهء « ناصرى » 2000 ذرع بالغ مىشود و عمق رودخانه 50 ذرع تا 100 ذرع مىشود . حقيقت ، اين آب و خاك ، همهء ايرانيان را لعنت كرده ، به دريا مىرود . ناچار برگشتيم به طرف شرقى « ناصرى » ، كه زراعت « ناصرى » [ در ] آن‌جا هست . جمعى از اهالى « ناصرى » از داخله و خارجه و اجزاى گمرك ، مشغول فوتبال بودند « 4 » و خيلى خوب و آزاد [ بودند ] . قدرى [ در ] آن‌جا تماشا كرده ، رفتيم رو به پائين ، در پهلوى بعضى قطعات زراعت جمعى از زن‌هاى ارامنه ، [ با ] سرهاى برهنه نشسته [ و ] با اطفال خودشان
هامش
( 1 ) . بروجن( Brujen )، شهرى است باستانى در استان چهارمحال و بختيارى ، كه در محل به آن اورجن / اروجن مىگويند و آثارى از هزاره هفتم پيش از ميلاد در آن كشف شده و پس از اسلام بارگان / بارجان ناميده شده و در سال 1385 ه . ش . 848 ، 12 و 969 ، 49 نفر جمعيت داشته است . ( 2 ) . فريدن( Faridan )از شهرهاى كوچك و تاريخى استان اصفهان است كه در روزگار باستان پرى تاكئنه ناميده شده و در عصر صفويه بسيارى از مهاجران تبعيدى ارمنى در آن ساكن گرديدند . اين شهر در آبان‌ماه 1385 ه . ش . 4777 خانوار و 583 ، 19 نفر جمعيت داشته است . ( 3 ) . در اصل : ارض ( 4 ) . احتمالا اين نوشته ، از نخستين اسناد مكتوب به زبان فارسى است كه به يك مسابقه فوتبال در ايران و استان خوزستان ، آن هم 98 سال پيش اشاره مىنمايد .