تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه هاى خطى فارسى ( فارسى ) — صفحة 456

مساهمون:

ص٤٥٦
نموده ، نماز خوانده ، ساعت يك از دسته [ گذشته ] ، « حسين مرتضى » آمد ، مكارى آورد ؛ بعد اللتيا و اللتى « 1 » در 500 تومان ، 3 مال كه يكى « كجاوه » و يكى « بار » و يكى . . . « 2 » باشد ، به 60 تومان تمام كرده ، 10 تومان بيعانه دادم . به اتفاق « مستوفى الملك » [ به ] بازار رفته ، قدرى خورده خريد نموده ، نزديك ظهر به منزل آمده ، ايشان قدرى به امورات خودشان رسيدگى كرده [ و ] من هم به اتاق خودم آمده ، قدرى كتاب خوانده ، وقت به نهارگاه حاضر شديم . مكارىها در همين بين آمده ، دبه كرده و بيعانه را پس دادند و رفتند . اسباب معطلى و خيال شد . بارى ، عصر آقاى « مستوفى الملك » به منزل رئيس گمرك رفتند . من و « عبد الكريم » و « آقا ميرزا عبد العلى خان » به گردش رفته ، باغ حاجى معين التجار « 3 » را تماشا كرده ، نيم ساعت به غروب [ مانده ] ، به منزل آمديم . شب جمعه بود . به نماز و دعا پرداخته ، ساعت دو [ و ] نيم به اتاق پذيرائى در سر ميز غذا حاضر شده ، قدرى صحبت كرده ، ساعت 5 / 3 غذا خورده ، ساعت 5 خوابيدم .

روز جمعه ، نهم [ ربيع الثانى 1330 ه . ق . ]

ساعت 10 از خواب برخاسته « 4 » ، باران به‌شدت هرچه تمام‌تر مىبارد . « رضا » را بيدار كرده ، برخاست « 5 » و مشغول نماز شد . بعد از فراغت از نماز ، خودم سماور را آتش انداخته ، چاى خورده ، « عبد الكريم » را هرچه صدا زدم ، برنخاست « 6 » . من هم ترك كردم زحمت خودم را . مشغول كار خود شدم . ساعت 2 از دسته [ گذشته ] ، « رضا » را فرستادم برود « كاروان‌سرا » ، بلكه مالى به دست آورد . به واسطهء شدت باران ، رفت در دالان و برگشت . ديدم دستم از همه‌جا كوتاه است ، من هم رفتم به حمام . خيلى موهاى بدنم بلند شده بود . تنويرى « 7 » كرده ، غسل جمعه [ را ] موفق گرديده ، براى ظهر [ به ] منزل آمدم . باران در كمال شدت مىبارد و زمين‌ها طورى گل شده است ، كه تا ساق پا فرو مىرود .
هامش
( 1 ) . پس از مجادله بسيار . ( 2 ) . ناخوانا ( 3 ) . ساباط جنب خانه معين التجار به شماره 2548 در تاريخ 8 دى 1378 ه . ش . در فهرست آثار ملى كشور ثبت شده و در حال حاضر قسمتى از بازار قديم اهواز محسوب مىگردد . ( 4 ) . در اصل : برخواسته ( 5 ) . در اصل : برخواست ( 6 ) . در اصل : برنخواست ( 7 ) . نوره كشيدن ، موهاى زائد بدن را با نوره ( واجبى / ارسنيك ) از بين بردن .
سفرنامه هاى خطى فارسى ( فارسى ) — صفحة 456 | هارون وهومن