جناب « مستوفى الملك » به صحبت نشسته ؛ و حمام رفته ، وقت ظهر غذا خورده ، استراحتى كرده ، عصر براى تفرج بيرون رفته ، گردش كرده ، اول غروب مراجعت كرده ، جناب « مبصر السلطان » [ و ] « شيخ عبد الحسين خان بوشهرى » آمده ، نشستم تا ساعت 3 صحبت كرده ، غذا خورديم . ايشان رفتند و بنده هم خوابيدم . به واسطهء « تخت سفرى » كه در « ناصريه » در 3 ليره خريدم ، خيلى به راحت خوابيدم . الحمد للّه رب العالمين .
روز چهارشنبه ، هفتم [ ربيع الثانى 1330 ه . ق . ]
ساعت 11 برخاسته « 1 » ، اداى فريضه نموده ، مشغول دعا و نماز بودم [ كه ] « رضا » هم برخاسته « 2 » ، چاى تدارك كرده ؛ بعد از صرف چاى ، آقاى « مستوفى الملك » آمده ، مرا به اداره ماليه ، كه به وضع جديد تشكيل نموده بودند ، برده ، خيلى از زحمت ايشان در نقطه « عربستان » خوشوقت شدم . بايد خود انسان داراى غيرت كار كردن و طبع منظم باشد . حقيقت ، خيلى خوب اداره كردهاند .
بعد از . . . « 3 » ، در همان اداره ايشان مشغول [ به ] كار شده و بنده مشغول به كتاب خواندن [ شدم ] ، تا ظهر رسيد . ايشان براى غذا برخاسته « 4 » و بنده هم حاضر شده ، در سر ميز غذا هم صحبت كرده ، هم غذا خورديم .
بعد از صرف غذا ، قدرى استراحت كرده ، ساعت 2 به غروب [ مانده ] ، به « اهواز » رفتيم . فاصلهء فيما بين « اهواز » « 5 » و « ناصرى » يك ميدان مىشود ، ليكن همه را عمارت ساخته ، نزديك است [ كه ] « ناصرى » به « اهواز » متصل شود .
اهالى « شوشتر » اكثر آمده ، در « ناصرى » خانه و عمارت بنا كردهاند . « ناصرى » عنقريب از نقاط معمور « 6 » ايران خواهد شد . فرنگىها خيلى در اين نقطه بناى آبادى گذاشتهاند . تبعهء « عثمانى » در « ناصرى » جمع شدهاند .
« شيخ جاسب نصرت الملك » پسر « سردار » ، تلمبهء آتشى آورده ، اگر آن تلمبه به كار بيفتد ، « ناصرى » داراى آب جارى خواهد شد .
هامش
( 1 ) . در اصل : برخواسته
( 2 ) . در اصل : برخواسته
( 3 ) . ناخوانا .
( 4 ) . در اصل : برخواسته
( 5 ) . اهواز در دورهء باستان اوكسين ناميده مىشده و در دوران ساسانيان هرمز اردشير نام گرفته و ويرانههاى اين شهر به شماره 43 در 24 شهريورماه 1310 ه . ش . در فهرست آثار ملى ايران ثبت شده است . بعدها نام آن به اهواز / احواز / سوق الاهواز تغيير يافته و از هوز / حوز / خوز / سوس / شوش اخذ گرديده و بهمعناى محل زندگى مردم حوز / خوز ( خوزى يا خوزستانى ) مىباشد .
( 6 ) . در اصل : مأمور