[ است ] ، كه منتهاى « خليجفارس » و آخر « شط العرب » است ، يك رشته لوله كشيدهاند ، كه فعلا 2 چاه از « نفط » را سر باز كرده و در طول 50 فرسخ ، اين لوله « نفط » را از چاه به « عبادان » مىرساند ؛ كه از آنجا تصفيه كرده ، حمل مىنمايند .
در نقطه « عبادان » معادل 2 كرور تومان ايران ، خرج بنا كردهاند . و معادل 2000 عمله دارد ، كه تقريبا 300 نفر عملجات علمى آنهاست ، كه همه انگليسى و ژاپونى و هندى هستند . فقط « حمال » و « نوكر » و « فعله » ايرانى هستند [ و ] يك نفر از عملجات علمى « ايرانى » ندارند .
خلاصه ، راه عبور آنها از « عبادان » به « مسجد سليمان » ، فقط از طريق « محمره » و « ناصرى » است ، كه در سدّ « اهواز » - كه ناصرى باشد - پياده شده ، آنطرف « سد » مجددا به كشتى سوار شده ، مىروند تا نزديك « شوشتر » .
[ در ] آنجا راه « شوسه » ساختهاند [ و ] با گارى و اسب مىروند به « مسجدسليمان » . از قرارى كه مىگويند همچو معدن نفت در هيچ نقطهء دنيا نيست ، زيرا كه « نفت سياه » را كه تصفيه مىكنند ، دهيك « جرم » دارد .
مأمور دولت ايران در اين مسئله ، آقاى « صديق السلطنه » ، برادر آقاى « معتمد خاقان » است . ماهى 100 ليره انگليسى از انگليسها اجرت مىگيرد كه ناظر بر عمليات آنها باشد و . . .
« مظفر الدين شاه » 60 ساله امتياز داده است به « انگليس » ها ، كه صد [ ى ] پانزده از فايده ، به دولت بدهند ؛ در صورتى كه فايدهء آنها معلوم شود ، خيلى خوب است ، ليكن كجا فايده آنها را مىتوانند معلوم نمايند . آدم قابل هيچوقت با عالم برابر نمىتواند بنمايد .
على الجمله ، اين يك فقره .
فقرهء ديگر ، امتياز خراب [ ه ] هاى شوش است به فرانس [ ه ] ها ، كه الآن 25 سال است هر سالى چندين كرور ، بلكه مليونها « نفايس » [ و ] « ذخاير » سلاطين ايران را از خراب [ ه ] هاى شوش به فرانسه مىبرند و باز هم مىبرند و مىبرند .
شوش تا شوشتر 12 فرسخ است .
بسى افسوس و . . .
مسئلهء ديگر كه عجالتا به چشم ديده و بايد به عوض ديدن ، خون گريه كنم ، آن سد
هامش
جمعيت داشته است .