تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه هاى خطى فارسى ( فارسى ) — صفحة 451

مساهمون:

ص٤٥١
در ناصرى واكنت روس در ناصرى است . آدم او رفت . « عبد الكريم » غذائى آورد ، خورديم . قدرى دراز كشيده ، چاى خورديم . كشتى [ در ] دو سه نقطه ايستاد [ و ] مسافر پياده كرد . از جمله در « مظفرى » ايستاد و « مظفرى » از جمله نقاطى است كه مظفر الدين شاه داده است در كنار شط « كارون » بنا كرده‌اند . من جميع الجهات ، اگر 50 خانهء رعيتى باشد . آبادى درستى ندارد . به‌طور حقيقت ، خيلى اسباب افسردگى است كه 100 ميل انگليسى مسافت از « محمره » تا « ناصريه » در اطراف اين شط - كه گنج خداداد است - هيچ آبادى و زراعت نيست ؛ در صورتى كه از « شوشتر » تا دريا ، دو طرف اين شط و نهر « كرخه » 70 فرسخ طول و 40 فرسنگ عرض اراضى دارد ، كه « ديم » در آن اراضى ، تخمى 100 تخم بهره مىدهد . بالجمله ، ساعت 3 به غروب [ مانده ] ، « مسيو تريلان » آمد . قدرى صحبت كرده ، كم‌كم « ناصرى » از دور پيدا شد . « مسيو تريلان » هم رفت . من برخاسته « 1 » ، به عرشهء كشتى رفتم . تماشاى دورنماى « ناصرى » و شط و « اهواز » و شط « اهواز » را نمودم . حقيقت ، هوش از سر من پريد ، از بدبختى دولت ايران ، كه از اين نقطه دولت مىتواند اقلا 20 برابر ماليات تمام ايران « بهره » بردارد ، ليكن بدبختانه در اين نقطه هيچ آثارى از آبادى نيست ؛ ليكن در « ناصرى » كه در جنب « اهواز قديم » بنا شده است ، آبادى زياد شده است . فعلا 500 خانوار آبادى دارد و قريب 6000 نفر جمعيت موجود است . در « مسجد سليمان » « 2 » ، كه از « ناصرى » تا « مسجد سليمان » 20 فرسخ مسافت است ، انگليس‌ها 12 چاه نفت حفر كرده‌اند و از آن‌جا تا « عبادان » « 3 » كه آخر خاك « محمره » و وصل به دريا
هامش
( 1 ) . در اصل : برخواسته ( 2 ) . مسجد سليمان در روزگار هخامنشيان « پارسوماش »( Parsumash )بوده و بناى « بردنشانده » كه مردم محل آن را مسجد سليمان نبى ( سولومون پيامبر ) مىدانند ، يك اثر دوره اشكانى است . نخستين چاه نفت ايران در اين شهر حفر گرديده و جمعيت آن در سال 1385 ه . ش . 426 ، 22 خانوار و 682 ، 108 نفر بوده است . به شهر بىآب مشهور است و از نعمت داشتن آب آشاميدنى محروم و به دليل وجود گاز و نفت در عمق اندك زمين ، زندگى در آن بسيار طاقت‌فرسا مىباشد . ( 3 ) . عبادان( abadan )شهرى است تاريخى ، كه امروزه و از سال 1314 ه . ش . آبادان ناميده مىشود . در عهد باستان نام‌هاى مختلفى چون اسكندريه ، آلكساندر تيگريما ، خاراكس اسپاسىنى ، جزيرة الخضر و عبادان نام داشته و در دوره اسلامى تا پايان عصر قاجار جزء توابع بصره يا خوزستان محسوب مىشده و بناى آن به « عبادين حصين » نسبت داده مىشود . در آبان‌ماه 1385 ه . ش . 099 ، 48 خانوار و 772 ، 219 نفر -
سفرنامه هاى خطى فارسى ( فارسى ) — صفحة 451 | هارون وهومن