از « كرنه » حركت كرديم . به قدر 10 دقيقه كشتى رفت . به نقطه [ اى ] رسيديم كه « فرات » به « شط » مىريخت . باد هم به شدت مىوزد و در شط موجهاى خيلى سخت موجود شده [ است ] .
تا اول غروب ، منزل « امير افخم » بودم . نزديك غروب [ به ] منزل آمده ، قدرى دعا خوانده ، نماز مغرب و عشاء خوانده ، موج و توفان شدت كرده ، كشتى به تلاطم آمد .
خيلى تكان مىدهد كشتى .
به هرصورت ، اميد داريم در پناه « حضرت سيد الشهداء » - ارواحنا فداه - صحيحا سالما به منزل رسيده ، از اهل و عيال ديدنى بنمائيم . ان شاء اللّه هرچه خداوند خواسته است و مقدر است ، خواهد شد .
اين « توفان » و « تلاطم » بالا گرفت . شط به حكم دريا موج مىدهد . رعدوبرق ، باران ، توفان . نعوذ بالله من غضب الله .
شب ، به اين بلا و مصيبت گذرانيده ، « عبد الكريم » از ساعت 4 كه بالنسبه آرامتر بود ، خوابيد تا ساعت 11 ، كه حركت كشتى او را بيدار كرد .
كشتى ، ساعت 5 / 5 ، كه با توفان سخت تصادم كرد ، مجبور شد لنگر انداخته و ايستاد ؛ ليكن توفان ، كشتى را به قهقهرا حركت مىداد و خيلى خطرناك شد .
هنگامى كه « كپيتان » خواست كشتى را بعد از روشن شدن هوا ، راه بيندازد ، لنگر عقب كشتى به لنگر جلو كشتى پيچيده و هرچه مىكند ، از هم باز نمىشوند .
بالاخره ، با همان لنگر حركت كرده ، خود را به كنار كشيده ، غواص لخت كرده ، به زير كشتى فرستاد ، تا لنگرها را از هم باز كرده ، لنگرها را بالا كشيده ، نيم ساعت به دسته روانه شد .
يكشنبه ، بيست و هفتم [ ربيع الاول 1330 ه . ق . ]
نيم ساعت به دسته ، كشتى روانه شد . در توفان و تلاطمات و تصادمات ، مقاومت كرده ، 2 ساعت از دسته گذشته ، در برابر « عشار » ، كه اول عمارات « بصره » است ، لنگر انداخته ، تقريبا 20 كشتى بزرگ دريائى مال انگليس و روس و آلمان لنگر انداخته بودند .
بعد از ورود ، به فاصله قليلى ، كشتى انگليسى ، كه كشتى پست باشد ، حركت كرده ، روانه شد . بسيار كشتى ممتازى بود ، كه در ميان همهء كشتىها ، نمايش مخصوصى داشت .