ديروز صبح از خاك « بغداد » خارج شديم . سابقا كه « عراق عرب » همچو آباد نشده و « عثمانى » اهميتى به اين نقطه نمىداد ، « بغداد » و « بصره » و « كركوك » و « موصل » و « دير » جزو ايالت « بغداد » بود .
بعد كه آبادى اين قطعه زياد شد و تجارت و كشتىرانى در « دجله » و شط « فرات » زياد شد ، « بغداد » و بقاع مقدسه اسلامى را يك ايالت و « بصره » ايالت ثانى و « كركوت » و « موصل » ايالت ثالث شده ، كه حالا « عراق عرب » كه « بين النهرين » باشد ، به 3 ايالت بزرگ قسمت شده ؛ و هرسال 000 ، 000 ، 25 ليره كه 50 كرور تومان باشد ، عايدات دولت « عثمانى » از « عراق عرب » است .
فاصلهء فيما بين « بغداد » و « بصره » تقريبا 120 فرسخ است و چندين شهر معظم در كنارهء « دجله » واقع است . آنچه ديده شده تا به حال ، 5 نقطه است كه سه از آنها « قائم مقامنشين » و 2 ديگر « متصرفنشين » است .
« كوت » متصرفنشين است .
« على غربى » و « على شرقى » ، قائممقامنشين ،
« عماره » « 1 » متصرفنشين است .
بالجمله ، امروز كشتى خيلى به سرعت مىرود . در اين طريق ، چيز تازه و خبر لايق تحرير ، ديده و شنيده [ نشد ] .
امروز هم « امير افخم » فرستاد براى ناهار رفتيم آنجا . پايش درد مىكند .
قدرى در سطحه گردش كرده ، بعد از غذا ، امروز چرتى زدم . وقت عصر ، قدرى دعا خوانده ، « دعاى سمات » را موفق گرديده ، همچنان مشغول بودم و كشتى در حركت .
نماز مغرب و عشا را هم خواندم . يك ساعت و نيم از شب [ گذشته ] ، غذا خورده ، خوابيدم .
ساعت 5 كشتى رسيد به « عماره » « 2 » . برخاستم « 3 » تماشا كرده ، مجددا خوابيدم .
خيلى خوابهاى پريشان ديدم . وقت سحر ، كشتى آتش كرد . من هم قبل از حركت كشتى ، قبله را معين كرده ، نماز خوانده ، ساعت 11 كشتى حركت كرده ، روانه شد .
روز شنبه ، بيست و ششم [ ربيع الاول 1330 ه . ق . ]
ساعت 11 ، از « عماره » « 4 » روانه شديم .
هامش
( 1 ) . در اصل : اماره
( 2 ) . در اصل : اماره
( 3 ) . در اصل : برخواستم
( 4 ) . در اصل : اماره