تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه هاى خطى فارسى ( فارسى ) — صفحة 406

مساهمون:

ص٤٠٦
نوشته ، « آقابزرگ » آمدند . ساعت 5 / 11 به حرم رفته ، ساعت 2 به منزل آمدم . امشب ، نسبتا حالتم بهتر است ؛ الحمد للّه .

روز شنبه ، 29 [ محرم 1330 ه . ق . ]

ساعت 11 برخاسته « 1 » ، به « حرم مطهر » مشرف شده ، نيم ساعت به آفتاب مانده ، از « حرمين » به منزل آمده ، « كليددار » وعده كرده بود بيايد ، نيامد . آقايان تشريف آوردند . چند كاغذ به « تهران » و « كرمانشاهان » نوشتم . ساعت 8 كاغذها را به « چاپارخانه » فرستادم . خودم به « حرم » مشرف شدم . باز حال خوشى ندارم . به هرصورت مىگذرد . كاش اگر مقدر بود ، در همين « آستان مبارك » حالا كه نسبتا قدرى موفق هستم ، بدرود زندگانى مىكردم . بس است صدمه و مصيبت در اين روزگار . بچ [ ه ] ها هم آفريننده [ دارند ] و خدايشان بزرگ [ است ] . مادرى به حمد اللّه تعالى مثل « مفرح السلطنه » دارند . از من ديگر كارى ساخته نيست . از خودم به كلى مأيوسم . از خداوند تعالى در اين « آستان مبارك » كه وعدهء اجابت دعا را در تحت اين قبه مطهره فرموده‌اند ، خواسته‌ام كه « مفرح السلطنه » را از همهء نوائب و بلاها مصون فرمايد ، و سايهء او را بر سر من تا زنده‌ام و بچ [ ه ] هايش مستدام بدارد . آه ، آه ، چقدر « صداقت » و « راستى » از اين مردم كناره گرفته و شيطان بر آنها چيره و غالب آمده است . بارى ، در اين هوا و اين سرما ، سفر كردن از عقل دور است ؛ خاصه با اين بنيه عليل ضعيف نحيف من . بالجمله ، نزديك غروب به « حرم حضرت ابا الفضل » مشرف شده ، اول مغرب به معبد حقيقى آمده ، ساعت 3 به منزل آمدم . قدرى نشسته ، غذا خورده ، ساعت 4 خوابيديم .

روز يك‌شنبه ، غره « 2 » صفر [ 1330 ه . ق . ]

ساعت 7 از شب برخاسته « 3 » ، ديدم نزله امانم را قطع نموده ، قدرى به ضرورت تخدير كرده ، ديگر خوابم نبرد . حمام هم لازم داشتم . ساعت 5 / 9 كه در « حمام قبله » باز شد ، رخت حمام و رخت عوض برداشته ، رفتم به حمام . خوب است [ كه ] « رضا » مراقبتى دارد [ و ] مرا چندان اذيت نمىكند .
هامش
( 1 ) . در اصل : برخواسته ( 2 ) . اول . ( 3 ) . در اصل : برخواسته