تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه هاى خطى فارسى ( فارسى ) — صفحة 405

مساهمون:

ص٤٠٥
مسئله مسكوت عنها بماند و سيد را همراه « آقازاده » به « كرمان » بفرستند ، به واسطهء سوء عنوان آقازاده ، از اين خيال منصرف شدند . خلاصه ، وقت ظهر غذا خورده ، به حرم مشرف شده ، از حرم رفتم به خانه « حاجى اسكندر خان » ، كه عصر سوار بشويم . حالتم كسل بود . عذر خواسته ، به منزل آمدم . تلگرافى از آقاى « اعتضاد » - حفظه الله تعالى - رسيد . فورا رفتم به « حرم » ، سجدهء شكر به‌جا آورده ، رفتم بازار ، حجرهء « سيد على اكبر بزاز » ، كه فرانسه مىداند . چون « عبد الكريم » سوار شده و نبود ، خودم همين‌قدر خواندم « اسلامبول » . به خيال افتاده ، رفتم دكان سيد . گفت الآن هم تلگرافى براى « حاجى عابد » آمد ، كه 40 ليره به شما بدهد . خلاصه ، تلگراف را ترجمه كرديم . معلوم شد در راه « اسلامبول » مرا احضار كرده‌اند . از آن‌جا به حجرهء « حاجى عابد » رفتم . گفت روز شنبه مىدهم . از آن‌جا رفتم [ به ] حجرهء « محمد جعفر » و مقاوله راه اسلامبول را كرديم . معلوم شد [ كه ] اين‌راه هم سردسير بسيار دارد . بالاخره ، قرار شد بروم به « كاظمين » و « بغداد » ، پيش كارپرداز ، چون او تازه از اين راه آمده ، راهنمايى نمايند ، ببينم چه پيش مىآيد . وقت غروب به « حرم رفته » ، در حرم حالت تب آمد . ناچار به منزل آمده ، باران به شدت مىبارد . كرسى را گرم كرده ، از صميم قلب به « مفرح السلطنه » و « اعتضاد » دعا كرده ، غذائى خورده ، خوابيدم .

روز جمعه ، 28 [ محرم 1330 ه . ق . ]

يك ساعت به دسته ، از خواب برخاسته « 1 » ، به واسطهء تبى كه كرده بودم ، عرق مفصلى آمده بود ، خيلى بد . هرطور بود و به هرزحمت ، نگذاشتم مجددا سرما بخورم . خودم را حفظ كرده ، فكر كردم با اين بنيهء عليل ضعيف چگونه مىتوان مسافرت كرد . از همه گذشته ، چه‌طور مىتوان اربعين را در « كربلا » نبود . بارى ، ديگر به حرم هم نرفتم . پشت كرسى دعاهاى خودم را خوانده ، امروز [ به ] غسل جمعه موفق نشدم ، از ترس سرماخوردگى . ساعت 5 / 5 غذا خورده ، ساعت 6 « آقا سيد حسين آقا » آمدند . قدرى حرف زدند . براى ظهر ، ايشان به منزل رفته ، بنده به « حرم » . ساعت 3 به خانه آمده ، قدرى چيز
هامش
( 1 ) . در اصل : برخواسته
سفرنامه هاى خطى فارسى ( فارسى ) — صفحة 405 | هارون وهومن