از آنجا به « حرم مبارك حضرت ابا الفضل » مشرف شده ، ساعت 2 به منزل آمده ، « آقا سيد حسين » آمدند . قدرى صحبت كرده ، ساعت 4 غذا خورده ، خوابيديم .
روز دوشنبه ، بيست و چهارم [ محرم 1330 ه . ق . ]
موقع هرروز از خواب برخاسته « 1 » ، ليكن ديشب راحت نخوابيده بودم . به هر صورت ، قبل از طلوع فجر خود را به « حرم » رسانيده ، نماز و زيارتى كرده ، اول آفتاب به منزل آمده ، براى بازديد « آقا سيد محمّد طباطبائى » رفتم . نبودند منزل . رفتم [ به ] منزل « محتشم الدوله » ، خواب بودند .
مراجعت به منزل كرده ، غذا خورد [ ه ] ، به حرم مشرف شده ، ساعت 5 / 3 به خانه آمده ، يك ساعت خوابيدم . مجددا برخاسته « 2 » ، با « آقابزرگ » و « آقا سيد احمد » قدرى گردش كرده ، نيم ساعت به غروب [ مانده ] ، به « حرم حضرت ابا الفضل » مشرف [ شده ] ، ساعت 2 به « حضرت ابا عبد اللّه » مشرف شده ، ساعت 4 [ به ] منزل آمده ، غذا خورده ، خوابيديم .
روز سهشنبه ، بيست و پنجم [ محرم 1330 ه . ق . ]
به قولى وفات حضرت على بن الحسين زين العابدين - عليه السلام - است ، و در « عتبات » بنا را بر همين گذاشتهاند .
به هرصورت ، به حمام رفته ، غسل كرده ، به حرم مشرف شده ، امروز زيارت خودم را وقف كرده ، اول به وكالت و نيابت آقاى « حاجى زين العابدين خان » - روحى فداه - كه آن بزرگوار سمّى « 3 » واقعى آن حضرت هستند ، و ثانيا به وكالت خانم « مفرح السلطنه » و مخصوصا در اين ورقه مىنويسم ، شايد يك روزى خداوند مقدر فرمود ملاقات در اين دنيا دست داد ؛ اگرچه من مأيوسم ، ليكن از رحمت خداوند مأيوس نيستم .
مقتضيات زمان مأيوسى مىدهد ، ولى عنايت اولياء حق ، اميدوار مىنمايد . اين است كه در اين ايام تنهائى كه به امورات گذشته ، آنچه را كه حافظهء من نگاهدارى كرده ، نظر مىكنم ؛ خودم را خيلى مقصر مىبينم .
و در هرصورت ، انسان در اين دنيا داراى حالات مختلفه است بر حسب اختلافات اوقات و اختلاف احوال . همينقدر كه انسان بشناسد خود را « مقصر » و
هامش
( 1 ) . در اصل : برخواسته
( 2 ) . در اصل : برخواسته
( 3 ) . همنام ، هماسم . ( فرهنگ فارسى معين ، 2 / 1343 ) .