تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه هاى خطى فارسى ( فارسى ) — صفحة 360

مساهمون:

ص٣٦٠
زمين « مسجد » كه آجرفرش است ، معلوم شده است . خيلى تماشا دارد كه چگونه بنائى كرده‌اند و چه‌طور به واسطه « كفر » و « قتال » اين بناها خراب شده است و بناهاى سرداب ، با آن سستى ، همچنان باقى است . صبح ، برخاسته « 1 » ، براى نماز شب به « حرم مطهر » مشرف شدم . « آقا سيد حسين » حالشان خوش نبود .

روز دوشنبه ، بيست و يكم [ ذى قعده 1329 ه . ق . ]

از خواب برخاسته « 2 » ، به « حرم » مشرف شده ، رعايت كسالت « آقا سيد حسين آقا » را نموده ، قدرى ديرتر رفتيم . بعد از نماز صبح و تعقيبات ، به سرداب مبارك مشرف شده ، ساعت 3 از دسته [ گذشته ] ، مراجعت به منزل كرديم ؛ اما « شيخ خليل » و « آقا سيد احمد » اطلاع دادند كه كالسكه را در 6 مجيدى براى 6 نفر اجاره كرديم ، ليكن بايد امشب روانه شويد . من گفتم : امشب ممكن نيست . به هرطور بود ، قرار را براى صبح داديم . هوا هم خيلى گرفته است و باران ، نم‌نم مىبارد . قدرى [ در ] منزل نشسته ، هواى « سامره » به « ايران » شبيه‌تر است تا به « عربستان » . قبل از ظهر ، غذا خورده ، اول ظهر براى « نافله » در « حرم » حاضر شده ، نماز خوانده ، زيارت كرده ، به منزل مراجعت كرديم . چاى خورديم . يك ساعت به غروب ، مجددا به « حرم » رفته ، زيارت كاملى نموده ، به « سرداب » رفتيم . تكميل زيارت نموده ، ساعت 3 آمده ، غذا خورده ، خوابيديم . اين دو روزه ، « زوّار » زيادى از « آذربايجان » آمدند . قريب [ به ] 300 نفر . در « حرم » اجتماعى از « زوار » شده است . ساعت 8 بيدار شديم . تقريبا 4 ساعت خوابيديم . 3 ليره مخارج داخلى خودمان در « سرّمن‌رأى » شد .

روز سه‌شنبه ، بيست و دوم [ ذى قعده 1329 ه . ق . ]

ساعت 8 برخاسته « 3 » ، من و « آقا سيد احمد » به حمام رفتيم . در حمام بسته بود . « حمود » كه از جانب « شيخ خليل » مراقب خدمت بود ، فرستادم در حمام را باز كرد . رفتيم حمام . غسل زيارت كرده ، آمديم به اصرار در حرم را بازكرديم .
هامش
( 1 ) . در اصل : برخواسته ( 2 ) . در اصل : برخواسته ( 3 ) . در اصل : برخواسته