تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه هاى خطى فارسى ( فارسى ) — صفحة 356

مساهمون:

ص٣٥٦
« گربه » تمام و كمال آن مرغ را برداشته ، برد . به هرصورت ، عصر « نايب كربلا » آمد ، نشست و خيلى حرف زد . « شيخ عزيز » آمد . آقايان رفتند بليت عربانه را گرفتند . وقت غروب به « حرم مطهر » مشرف شده ، ساعت 3 مراجعت كرده ، شام خورده ، ديگر نخوابيديم . بقيه وجه عربانه را « آقا « 1 » سيد حسين » داده‌اند . 32 ليره بنده و 6 ليره « آقا سيد حسين » تحويل « آقا سيد حسين » خادم كردند . ساعت 8 حمال آمد ، اسباب‌ها را برد به مركز عربانه . به « عبد الكريم خان » ليره داده شد . . . مخارج شد . . .

پنج‌شنبه ، 17 [ ذى قعده 1329 ه . ق . ]

ساعت 10 از « كاظمين » - عليهما السلام - سوار شده ، آمديم . براى نماز صبح در « خان « 2 » مشاهده « 3 » » در « قهوه‌خانه » عربى نماز خوانده ، از آن‌جا سوار شده ، نان و پنيرى در عربانه صرف نموده ، روانه شديم . 4 ساعت از دسته [ گذشته ] ، به « دجيل « 4 » » رسيده ، فورا مال عوض كرده ، ساعت 5 / 4 به غروب [ مانده ] ، به « بلد « 5 » » وارد شده ، فورا مال عوض كرده ، ساعت يك [ و ] نيم به غروب ، وارد كنار شط شديم . مسافتى پياده رفتيم ، تا حد « قفه » ، كه بايد سوار شد . رسيدن تا « قفه « 6 » » را ديگران بردند ، بلمى آوردند ، سوار شده ، از آب گذشتيم . آن‌طرف ، وضو گرفته ، نماز خوانديم . اول غروب به « حرم مطهر » مشرف شده ، در صحن زيارتى نموده ، به منزل آمديم .
هامش
( 1 ) . در اصل : آقا آقا سيد ( 2 ) . در اصل : خوان ( 3 ) . كاروانسرايى معروف در اطراف بغداد ، بر سر راه جاده دجيل . ( 4 ) . دجيل ( به‌معناى دجله كوچك ) ، شهرى است كوچك در استان صلاح الدين ، كه در دوره صفويه ركاكه ناميده شده و در عصر قاجار 200 خانوار جمعيت داشته است . ( سفرنامه برادران شرلى ، 57 ؛ روزنامه وقايع سفر كربلا ، 37 - 38 ) . ( 5 ) . بلد( Balad )شهرى است از توابع « سامرا » در شمال بغداد ، كه به واسطه آرامگاه سيد محمد ، از اماكن زيارتى مشهور شيعيان اماميه به شمار رفته و به « بلد سيد محمد » معروف گرديده است . گاه به شكل « بلط » هم نوشته شده و نام آن از سال 20 ه . ق . در منابع تاريخى ذكر گرديده و ظاهرا باقىمانده شهر باستانى « اوبس » مىباشد . ( عراق از ديد سياحان و جهانگردان ، 1 / 686 ) . ( 6 ) . قفه( qaffa )، كرجى يا قايق مدور در عراق .