در مراجعت از « بغداد » ، « ميرزا افخم » را ملاقات كردم ، كه با « ميرزا حبيب الله خان قوام نظام » از « بغداد » مراجعت مىكردند .
روز دوشنبه ، چهاردهم [ ذى قعده 1329 ه . ق . ]
ساعت 10 به « حرم مطهر » مشرف شديم ، به اتفاق « آقا سيد حسين آقا » ، و ساعت 2 از دسته [ گذشته ] مراجعت كرديم به منزل . « شيخ على » و جمعى در منزل بودند . مدتى نشسته ، بعد رفتند .
به اتفاق « آقا سيد حسين » و آقايان رفتيم به حمام . استحمامى به عمل آورده ، ظهر بيرون آمده ، به « حرم » مشرف شده ، ساعت 4 به منزل آمده ، نماز خوانده ، مشغول ناهار شديم .
در زدند و « عبد الكريم » وارد شد . حقيقت ، خيلى اين 2 روزه كه او نبود ، خيلى به ما تلخ گذشت .
بعد از غذا ، « آقا سيد حسين » و « عبد الكريم » رفتند ، خوابيدند . بنده و آقايان رفتيم براى كرايه عربانه تا « سامرّه » . به بعد اللتيا و اللتى « 1 » طى كرديم يكسره براى 6 نفر در 9 مجيدى . يك ليره دادم و آمدم منزل .
آقايان ، برخاسته « 2 » بودند . تجديد وضو كرده ، به « حرم مطهر » مشرف شديم .
ساعت 3 از حرم آمده ، امشب ميهمان « شيخ عمران » خادم آقاى « مصطفى خان » هستيم .
غذائى عربى آوردند ، كه در خوردنش دچار اشكال شديم . به هرصورت ، غذا را خورده و ناخوش شديم .
بارى ، امشب را خيلى بد خوابيديم .
روز سهشنبه ، پانزدهم [ ذى قعده 1329 ه . ق . ]
ساعت 10 برخاسته « 3 » ، روانهء « حرم مطهر » شده ، ساعت 2 از دسته [ گذشته ] ، از « حرم » مراجعت كرده ، به منزل « آقا سيد محمّد » رفتيم . به اتفاق ايشان رو به « بغداد » حركت كرده ، در بين راه ، پياده شده ، رفتيم به « مسجد براثا » ؛ نماز خوانده ، دعاى مفصل نموده ، چند دانه « ليمو » خورده ، از آنجا [ به ] عربانه سوار شده ، به « بغداد » رفتيم .
مدتها با « اهرابىزاده » گردش كرديم . از كثرت جمعيت و تهاجم بازار ، ممكن
هامش
( 1 ) . پس از چنانوچنين ، بعد از كوشش و مجادله بسيار .
( 2 ) . در اصل : برخواسته
( 3 ) . در اصل : برخواسته