آمده ، 10 ليره از « آقا سيد حسين آقا » قرض كردم ، بلكه « سيد » را راه بيندازم ، برود .
خلاصه ، غذائى خورده ، ساعت 3 به غروب [ مانده ] ، براى زيارت « وادى » روانه شديم . بهواسطه گل به « وادى » نرفته ، در يكى از اراضى بيرون شهر ، در كنار سبزه نشسته ، انار مفصلى خورده ، از آنجا نيم ساعت به غروب ، مراجعت كرده ، در « حرم مطهر » نماز مغرب و عشا را خوانده ، دعاى « كميل » را به وكالت « مفرح السلطنه » خوانده ، ساعت 3 [ به ] منزل آمده ، غذا خورده ، خوابيديم .
تلگرافى انگليسى از « تهران » آمد ، كه « عبد الكريم » ترجمه كرده ، رواق مطهر آقاى « امير الامراء » مأمور خراسان مسلما وجود شما لازم ، بدون امضاء . معلوم نيست از كيست . تا بعد معلوم شود .
روز جمعه ، يازدهم [ ذى قعده 1329 ه . ق . ]
صبح ، ديرتر برخاسته « 1 » ، و به حمام رفتم . و به « حرم » مشرف شده ، زود به منزل آمدم . قدرى استراحت كرده ، مجددا قرار شد برويم حمام ، حنا بنديم .
برات تلگرافى رسيده بوده ، 40 ليره امضا كردم و مهر نموده ، دريافت [ شد ] . يقين است « اعتضاد » فرستاده ؛ خداوند طول عمرش بدهد « 2 » . . . دعا مىكنم .
به اتفاق آقازاده « مصطفى خان » و « آقا سيد حسين آقا » رفتيم به « حمّام نواب » و مدتى در حمام بوده ، مراجعت به خانه كرده ، نماز خوانده ، غذا خورده ، يك ساعت به غروب ، به خانهء « آقا ميرزا ابراهيم » به « روضه » رفته ، [ در ] آنجا با « آقا سيد حسين آقا » مذاكره به عمل آمد .
مصلحت اينطور شد كه فردا صبح برويم به « كاظمين » ؛ هم زيارتى بكنيم و هم « كشف مجهولى » نموده ، امضاى تلگراف معلوم شود .
« آقا سيد احمد » را پول داديم ، رفت مركز « عربانه « 3 » » كرايه كند ؛ رفتند و بنده هم به « حرمين » مشرف شده ، ساعت 4 به خانه آمده ، « آقا سيد احمد » شب [ در ] آنجا خوابيده .
شنبه ، دوازدهم [ ذى قعده 1329 ه . ق . ]
ساعت 8 برخاسته « 4 » ، ساعت 10 با اسباب [ در ] مركز عربانه حاضر شده ، به اتفاق « آقا سيد حسين » و « آقا سيد احمد » روانه شديم . « حاجى معتمد » را هم قرار شد روانهء « نجف »
هامش
( 1 ) . در اصل : برخواسته
( 2 ) . دو كلمه ناخوانا در حاشيه متن .
( 3 ) . عربانه( arabane )، كالسكه .
( 4 ) . در اصل : برخواسته