تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه هاى خطى فارسى ( فارسى ) — صفحة 349

مساهمون:

ص٣٤٩

روز پنج‌شنبه ، دهم [ ذى قعده 1329 ه . ق . ]

ساعت 2 از دسته [ گذشته ] ، به « حرم مطهر » مشرف شده ، بعد از زيارت ، مشغول نماز بودم . آقازاده « مصطفى خان » و « آقابزرگ » آمدند كه نرويد از حرم ، [ كه ] والى مىآيد به حرم . والى ، ديروز عصر ، 4 ساعت به غروب [ مانده ] ، وارد شده ، لدى الورود به « حرم » آمده ، دعائى كرده ، مراجعت نموده بود . امروز براى ديدن « خزانه » و « اساسه » مىآيد . چون در « عثمانى » رسم است « والى » حق دارد كه سالى يك مرتبه در محل‌هاى ابواب جمع خودش [ به ] گردش برود ؛ و حال اين « والى » كه شروع كرده است اول به « نجف اشرف » رفته است و از آن‌جا به « كربلاى معلى » آمده است . خلاصه ، همهء « حرم » و « ايوان » را فرش كرده بودند ، ليكن همهء قالىها « پاره » و « خراب » [ بود ] . « كليددار » و « نايب كليدار » و « سركشيك » ، همه آمدند [ و ] مردمان متفرقه را خارج كرده ، درهاى حرم را بستند . به بنده خيلى احترام كردند . آقايان را هم باقى مىگذاشتند . بارى ، مقصود بنده كليد باز شدن در ضريح مقدس بود ، كه باز كرده ، امّا بنده جرأت « 1 » ورود نكردم . حالم منقلب شد ، نرفتم . شرعا ديدم نهى وارد است . گريه مجال نداد . وقت هم مقتضى نبود . همان دم در مانده ، قرآن مبارك را كه از « هند » تقديم كرده بودند ، به توليت سيد مرحوم - اعلى الله مقامه - و بهترين « ذخاير » و « جواهر » حضرت ، اين « قرآن » است ، بيرون آوردند . خلاصه ، « آقا سيد مصطفى » و « آقا سيد سعيد » با « آقا سيد احمد » قرآن را برداشته ، آوردند روى « رحل » گذاشتند و بنده را اجازه دادند كه زيارت كنم . نشستم [ و ] قرآن مبارك را باز كرده ، فى الواقع هنگامه [ اى ] بود . اگرچه آن حالتى كه در من موجود شده بود ، حالت بسيار غريبى بود ، و نزديك بود روح از من مفارقت نمايد ، هيچ فهم نمىكردم ؛ ليكن آن‌چه را كه فهميدم ، مىنويسم .

تعريف قرآنى كه از هند فرستاده‌اند

اين قرآن مبارك 10 گره « 2 » طول و 6 گره عرض دارد و 2 گره قطر . تمام « تذهيب »
هامش
( 1 ) . در اصل : جرأة ( 2 ) . براساس قانون مصوب 1304 ه . ش . هرگره يك سانتىمتر مىباشد . ( فرهنگ فارسى معين ، 3 / 2246 ) .