درختان خيلى معروف جنگلى كه انتخاب در عبور ، بلكه در اطراف همان راهى كه مىرفتم ، ملاحظه كردم . كليه درخت « بلوط » و « نارون » « 1 » و ساير اشجار بسيار بلند بود ، كه در « 2 » تالار « 3 » واقع شده بود ، كه در آنجا چند ماه متوالى باد شديدى مىوزد ، ولى احتمال مىرود كه از اينقبيل اشجار در ساير مواضع به هم نرسد .
و چون اين جانب در تهران و در اطراف آن ، بلكه در اغلب جاهاى ايران ، به جز صحراى بىآب و علف نديده بودم ، « 4 » به محض مشاهدهء آن همه زمين سبز و درختان خرم « 5 » و انبوه ، سرورى حاصل نمودم .
و بديهى است كه اگر چندى به تراشيدن چنين جنگل ، كه دخول در او ممكن نيست ، اقدام نمايند ، درختان وافرى براى هرقسم « بنا » [ و نيز ] بنيان صنعت مىتوان يافت ، اگرچه براى بناى « كشتى » باشد .
امروزه هيچ منفعتى نمىبرند ، و هروقت كه يكى از اين درختان آتش گرفته ، از پاى درآيد ، مدتى باعث معطلى كاروان برنج مىشود ، كه اين تجارت برنج در تهران و در همهء ممالك ايران منافع بسيار قليلى به هم مىرساند .
با وجود اينكه چند فرسخى بيشتر « 6 » از پايتخت دور نيست ، درختان خوب ديگر از جنس « سفيدار » و « چنار » و « سرو » و « صنوبر » و غيره ديده نمىشود ؛ مگر در حوالى دهاتى كه در بعضى مكان واقعاند . و در راه آنها اتصال سيلابها ، سبب « 7 » طغيان رودخانههاى « 8 » تالار « 9 » و هراز « 10 » شده ، عبور از آنها صعوبت به هم رساند .
بهعلاوه ، اين اشجار كه در اكثر جاىها ديده شد ، در وسط معموره [ اى ] كه نزديك سواحل بحر است ، باغاتى چند ملاحظه مىشود كه همه پر از « نارنج » و « توت » و « انار » است . و نيز بعضى جاىهاى جنگل به نظر مىآيد كه جميعا « چنار » و « سفيدار » « 11 » است .
حيوناتى كه « 12 » به هم مىرسند « كبك » و « تذرو » خوشخط و خال و ساير شكارهاى بسيار لذيذ است ، كه چه در ميان بيشه و چه در كنار آن بلاد ممتاز وفورى دارند .
هامش
( 1 ) . در اصل : ناردن
( 2 ) . در اصل : دردر
( 3 ) . در اصل : طالار
( 4 ) . در اصل : بوم
( 5 ) . در اصل : حرم
( 6 ) . در اصل : بيشترد
( 7 ) . در اصل : سببى
( 8 ) . در اصل : رودخانهاى
( 9 ) . در اصل : تالا
( 10 ) . در اصل : عراض
( 11 ) . در اصل : سفيددار
( 12 ) . در اصل : حيواناتيكه