تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه هاى خطى فارسى ( فارسى ) — صفحة 287

مساهمون:

ص٢٨٧
و در نيمه‌شب نعرهء شير استماع مىشود و اين دلالت بر اين مىكند كه بايد طعمهء اين حيوان سباع نيز مانند « آهو » و « گوزن » و « گراز » وفور داشته باشد . حقيقت ، اگر راه اين جنگل را به جهت تجارت درست كنند ، قابل شكارگاه شاهى مىشود ؛ چراكه جميع منافع طبيعى ، خواه « نباتى » و خواه « حيوانى » در خود جنگل و در مواضع غير معروف آن به هم مىرسد . و بدون اين‌كه در اين جنگل‌هاى پيچ‌درپيچ ممتنع اگر داخل شويم ، ملاحظه دهات و شهرهاى مازندران را مىكنم ، كه در آنها انواع [ و ] اقسام « طيورات » و « مرغابىها » و « خروس » چند - كه زياده از حد لذيذ « 1 » است - و « تذرو » بسيار به هم مىرسد . و امّا در باب قيمت اين نعمت‌هاى ممتاز مىتوان گفت كه نسبت به قيمت واقعى مثل هيچ است ، زيرا كه در ورود اين جانب به قريه فاينكار « 2 » كه در كنار دريا و سه فرسخى بارفروش است ، وقتى كه جمعيت كثيرى از اطراف به جهت معاملات به آن‌جا آمده بودند ، مىتوانم تصور اوضاع ميز سفرى « 3 » خود را به قدر سه مسافتى اوضاع ميز يك ميزبان خوش‌ضيافتى « 4 » نمايم ، در صورتىكه به قيمت بسيار نازلى تمام شده بود ؛ باوجود اين‌كه در آن قريه به قريب به 8 روز ازدحام « 5 » خلق بود . خلاصه ، در عرض دو هزار دينار ، يك « ماهى » بسيار بزرگى كه طول آن دو ثلث ذرع « 6 » مىشد ؛ و در عرض يك هزار ، يك خروس اخته « 7 » و يك تذرو آوردند . يقينا هيچ مملكتى را به اين وفور نعمت و به اين ارزانى نخواهم ديد ، و اين مملكت با مملكتى كه در آن‌جا نه « ماهى » و نه « تذرو » و نه « خروس اخته » به هم مىرسد ، چند روزى بيشتر مسافت ندارد . و حال آن‌كه مىتوانند راه را به‌طورى بسازند كه على الاتصال از اينها حمل‌و نقل كرده ، همه‌جا متلذذ « 8 » شوند و « خريدار » و « فروشنده » نيز يك درسه « 9 » منفعت كنند . اكنون معلوم مىكنم كه دولت اخراجاتى كه به جهت اين راه و براى مراوده تجارتى اين مملكت با شهرهاى واقعه در جنوب البرز مىكند ، به چه مستمسك
هامش
( 1 ) . در اصل : لذيد ( 2 ) . احتمالا فريدون‌كنار است . ( 3 ) . در اصل : صفرى ( 4 ) . در اصل : ضيافتى ( 5 ) . در اصل : ازدهام ( 6 ) . در اصل : ذرع ( 7 ) . در اصل : يك خروس اخته و يك خروس اخته ( 8 ) . در اصل : متلذد ( 9 ) . سه برابر .