مشاهدهء آن ديده محظوظ « 1 » مىگردد .
بالاخره از كوههايى مىگذرند كه جميعا پر از درخت است و از آنجا تا به كنار بحر خزر ، « 2 » همهجا در ميان جنگل عبور مىكنند .
گاهى در ميان درختان ، طيورى چند از قبيل « تذرو » و غيره پرواز مىكنند ، كه بهترين شكارها است و گاهى اشجارى « 3 » چندى از قبيل « ليلاب » و غيره به هم پيچيده و مرتفع گشتهاند ، كه به هيچوجه آفتاب به زمين جنگل نمىتابد .
راهى كه من رفتهام و طول درهء آن تالار « 4 » است ، ساختن آن راه در بعضى مواضع خالى از اشكال نيست ، ليكن اگر اقدام به ساختن آن بشود و اهتمامى به عمل آيد ، رفع آن اشكال خواهد شد .
و اگر بخواهند راه تهران را تا به آمل كوتاهتر و نزديكتر كنند ، چنانچه شاه عباس بزرگ ساخته است و الآن نيز راه معمولى كاروان است كه برنج دماوند را حملونقل مىكنند .
و آن راهى است بسيار صعب ، كه در ميان سنگها تراشيده شده [ است ] ، به طورى كه يك قاطر به صعوبت تمام عبور مىكند ؛ و اگر بارش قدرى بزرگتر باشد ، خالى از خطر نيست . زيرا كه در اكثر مواضع به حدى تنگ است كه بيش از اندازهء يك پا گنجايش ندارد و يك طرف آن « كوه مرتفع » و طرف ديگر « پرتگاه عميقى » است كه رودخانه هراز « 5 » بهطورى مىگذرد كه انسان را از مشاهدهء آن وحشت آيد .
و اين راه ، كه در حقيقت راه پياده است كه بايد در مدت 35 « 6 » ساعت ، به مشقت تمام از آمل به اسك رفت .
در بعضى مكان بسيار مرتفع است كه رودخانه از زير آن مىگذرد و بعضى جاىهاى ديگر به رودخانه هراز « 7 » سرازير مىشود ، كه آنجا نيز كمرهاى بسيار عظيم به هم مىرسد ، كه عبور از آنجا كمال صعوبت و مشقت را دارد .
پس به نوعى كه ملاحظه كردهام ، ساختن راه آمل به جهت « كالسكه » و « عراده » ناممكن است . و اينكه در عهد شاه عباس ساخته شده است ، محض براى مراوده ايران با بلاد اطراف بحر خزر « 8 » بوده ، كه شاه عباس تصرف كرده است .
هامش
( 1 ) . بهرهمند ، برخوردار .
( 2 ) . در اصل : خذ
( 3 ) . در اصل : اشجار
( 4 ) . در اصل : بالطالار
( 5 ) . در اصل : عراض
( 6 ) . در اصل : سى پنج
( 7 ) . در اصل : عراض
( 8 ) . در اصل : خزر