پس اگر دولت اقدام به ساختن چنين راهى كند « 1 » كه از تهران به كنار بحر خزر « 2 » بتواند از راه فيروزكوه « كالسكه » و « عراده » برود ، كه در اين 50 فرسخ اغلب مواضع احتياج به ساختن ندارد ، هرآينه با بلاد دوردست ، مثل رشت و آمل و استراباد مراوده زياد به هم مىرسانند .
در اين بينها ، گاهى زمينهاى « باتلاق » و « گل » به هم مىرسد ، چنانكه من خود در ما بين سارى و بارفروش و آمل ديدهام ؛ ليكن آنها را مىتوان پايههاى « 3 » چوبى قرار داده ، مستحكم كنند .
و جنگلهايى كه در اطراف اين زمينهاى گل به هم مىرسند ، به جهت ساختن اين راه كفايت مىكند ؛ زيرا كه بايد راه را چوب انداخته ، روى آن را با سنگ و خاك بپوشانند . « 4 »
در اينصورت ، « عراده » ، به سهولت كار مىكند ؛ ولى اين اوقات به زحمت زياد از اين مواضع عبور مىكنند و خالى از خطر هم نيست .
در راه فيروزكوه و سارى ، اقل جنگلى كه به نظر من آمد ، جنگلهاى « 5 » قريه زير آب بود ، كه در 25 فرسخى سارى است .
از آنجا « 6 » تا هنگام مراجعت به قريه كارد « 7 » كه در 12 فرسخى آمل است ، همهجا در ميان جنگل عبور كردم ؛ و در جميع اين مواضع ، ملزومات ساختن راه ، چه با مهندس « نظام » ، چه « غير نظام » موجود است ؛ و اكثر درختان آنجا مانند درختان فرنگستان است و چندان فرقى ندارد ، ليكن بعضى درختان بسيار كهن به نظر آمد كه غير از درختان فرنگستان بود .
از جمله درخت بسيار خوبى مشاهده كردم كه آن را اخرا مىگفتند و نمونهء آن را در قورخانه تهران يافتم كه قنداق تفنگ مىساختند . و نيز گاهى تاكهاى بسيار سبز و خرّم و بعضى اشعار فايدهمند « 8 » ملاحظه شد .
درخت شمشاد كه در فرنگستان محض « صفا » و « زينت » در اطراف باغها مىنشانند ، در جنگل مازندران بسيار است و از « كنده » و « ريشه » اين قسم درخت به جهت اكثر صنايع استعمال مىشود ، بهخصوص در عمل آبنوس .
هامش
( 1 ) . در اصل : كنند
( 2 ) . در اصل : خرز
( 3 ) . در اصل : پايهاى
( 4 ) . در اصل : بهپوشانند
( 5 ) . در اصل : جنكهاى
( 6 ) . در اصل : از انجا تا انجا
( 7 ) . كهرود امروزى .
( 8 ) . در اصل : فايدمند