و شكى نيست كه در اوايل كار ، « صنايع » زياد در آنجا به ظهور نرسد ، مگر آنكه صاحبان « صنايع » و « كارخانجات » « 1 » ببينند « 2 » كه حاصل صنايع آنها به ساير ولايات ايران منتشر گشته ، چراكه ساير ولايات مثل اطراف بحر خزر « 3 » نيستند كه جميع اسباب لازمهء صنعت به هم رسد ، مانند « آب » و « درخت » و « معادن » بسيار ، كه در كوههاى البرز و دماوند به هم مىرسد .
چراكه صاحب صنعت تا جميع ملزومات صنايع را مهيا نكند ، صنعتى نمىتواند به ظهور رساند ؛ ليكن سرآمد همهء اين فوايد آن است كه حتى المقدور بدون زحمت و با اخراجات اندك ، مىتوانند محصولات زمين و فوايد صنايع را به وسط معموره حملونقل نمايند .
خلاصه ، چون ممكن است كه پس از راه مزبور با يك عراده به قدر چهار اسب حملونقل كنند ، لهذا بايد از جانب اولياى دولت در اين باب اهتمام كلى شود .
و پس از اين ملاحظات ، كه مقصود كلى اتمام راه و اطلاع منفعت آن مملكت است كه اين جانب قليلى از آن مملكت را سياحت كرد و ثلث جمعيت او را ديدهام ، گفتگو خواهم نمود كه فوايد آن راه ، چه خود ديده و آنچه از سايرين شنيدهام ، چقدر است .
راهى كه از تهران تا به فيروزكوه مىرود ، به قدر 25 فرسخ چندان سختى ندارد ، ليكن نه اينكه بتوانم بگويم كه در همه اين طول مزبور « عراده » و « كالسكه » [ را ] بدون اشكال مىتواند برد ، ولى گمانم اين است كه به جزئى اخراجاتى مىتوانند زمين را با سنگريزه و ريگ مستحكم كنند ، چنانكه در فرنگستان متداول است .
در ورود به فيروزكوه ، كه به طرف چپ متمايل گشته ، از كوه البرز مىگذرند ، دره [ اى ] دارد كه به قدر يك روز راه طى كرده ، به رودخانه [ اى ] بزرگ كه تالار « 4 » نام دارد ، مىرسند .
و آن رودخانه از شهر بارفروش گذشته ، به بحر خزر « 5 » جارى مىشود .
و در نزديكى چشمه تالار « 6 » در اول نظر ، اشجار متفرقه چند مشاهده مىشود كه رفتهرفته انبوهتر شده ، صفاى زيادى به هم مىرسانند و به حدّى سبز و خرّماند كه از
هامش
( 1 ) . در اصل : كارخانهجات
( 2 ) . در اصل : بهبينند
( 3 ) . در اصل : خذر
( 4 ) . در اصل : طالار
( 5 ) . در اصل : طالار
( 6 ) . در اصل : طالار