بايد يا با « چوب » يا با « سنگ » زمين را بسازند و روى آن را « ريگ » به بريزند ، چرا [ كه ] جهت سهولت حركت چرخهاى عراده ، بايد زمين بهطورى مستحكم باشد كه چرخها به زمين فرو نروند و زمين را كوه نكنند ، ولى همهء اين تفصيلات به عهدهء « مهندس نظامى » « 1 » و يا « مهندس عامه » است .
و بايد به او بنمايد كه از كدام سمت مىخواهند راه [ را ] بسازند ، تا به دقت تمام ملاحظه كرده ، به قدر امكان مستحكم ساخته ، رفع معايب آن را نمايد ، ليكن اخراجات « مهندس عامه » غير از اخراجات « مهندس نظامى » است ؛ چراكه « مهندس نظامى » « 2 » بايد از افواج زيردست خود داشته باشد ، كه آن افواج در امر و نهى « صاحب منصب » مخصوص خود باشند .
اخراجات « مهندس عامه » زياد باشد ، چراكه ايشان از « ديوان » اجرت مىگيرند و يقين است كه آذوقه « 3 » يوميه و دادوستد لازمهء عملها در هرفرسخى تفاوت كرده ، قيمت گزافى به هم مىرسانند .
و به خلاف ، اگر اين عمل به عهدهء « مهندس نظامى » باشد ، آنوقت قيمت اجناس لازمه تنزل مىكند ، ليكن مشروط به اينكه « ذخيره يوميه سرباز » در وقت معين [ و ] بدون كم و كسر برسد و هريك از آنها ، اسبابى كه به جهت ساختن راه لازم دارند ، از « مهندس » دريافت كنند كه معطلى نداشته باشند .
موسيو تبرك سلطان ، مهندس نظامى فرانسه ، كه مأمور خدمت [ در ] دولت ايران است ، در پلاب به اعلى حضرت شاهنشاهى معروض مىدارد كه شغلى كه در جزيره التروى داشته و به افواج فرانسه آن خدمت را به اتمام رسانيده است ، زياده از حد بافايده بوده است و در ساختن چنين راهى كمال دقت را كرده است ، زيرا كه به شخصه معمور به اتمام راههاى نظامى و ساختن قلعهجات بوده است و همگى را با سربازان خود به اتمام رسانيده است .
در خصوص ساختن اين راه و اخراجات آن ، تفصيل زياد نخواهم داد ، چراكه « مهندس » قبل از آنكه برود در راه ملاحظه نمايد ، نمىتواند تخمين كند كه هر فرسخى چقدر اخراجات دارد .
همينقدر بالصراحه خواهم گفت كه هرچه اخراجات به جهت اين راه بشود ، نسبت به منافعى كه دولت مىتواند از محصولات مازندران ببرد ، بسيار كم خواهد بود .
هامش
( 1 ) . در اصل : نظام
( 2 ) . در اصل : نظام
( 3 ) . در اصل : ازوقه