« الهى ان ترحمنى فانت اهل و ان تعدبنى فانا اهل » .
يكشنبه ، بيست و دوم [ صفر المظفر 1306 ه . ق . ]
از قرار تقرير « رياض الدّين » ، صاحب روزنامهء « خيرخواه اسلام » ، از جانب « كوك صاحب » با « حاجّ هندى » است . از بندر « جدّه » تا « بمبئى » 2000 ميل مىشود ، و اين كشتى ، شبانهروزى 200 ميل طى مسافت مىنمايد ، و به واسطهء توقف [ در ] « عدن » و توفان 2 روز تأخير به هم رسيد .
امروز از محاذات « كراچى » گذشته است ، و اگر اين دو امر نبود ، وارد « بمبئى » شده بودند .
دوشنبه ، بيست و سيّم [ صفر المظفر 1306 ه . ق . ]
« عظيم بيك » نامى است از سرداران شهر سبز « بخارا » . بعد از آنكه « روس » [ بر آن ] استيلا يافته ، تاب مقاومت نياورده ، فرار نموده و قرار به « قندهار » گرفته [ است ] . از « امير عبد الرحمن خان » ، ماهى 12 تومان « كابلى » مواجب دارد . تومانى 20 « روپيه انگليس » است .
صحبت از وضع حاليهء « افغان » و « ايران » مىنمايد ، و اصرار دارد كه بعد از ورود [ به ] « بمبئى » بروم به « جلالآباد » و « كابل » ، و به خيال خود « محبّتى » نمايند .
[ بيت ]
من به هرجمعيّتى نالان شدم * جفت بدحالان و خوشحالان شدم
هركسى از ظنّ خود شُد يار من * و از درونِ من نجُست اسرار من
اوّل غروب ، بليت كشتى هريك را معلّم گرفت ، و در وقت سحر ، چراغ « قلّابه » نمودار شد . و اين چراغ براى هدايت « سفن » بر سر « مناره » و در كناره ، شبها روشن مىشود و حركت مىنمايد و مختلف روشنى مىدهد كه مشتبه به ستاره نگردد .
سهشنبه ، بيست و چهارم [ صفر المظفر 1306 ه . ق . ]
اوّل آفتاب ، در لنگرگاه [ بمبئى ] به لطف الهى وارد شدند . مقارن وصول ما ، كشتى « لندن » هم رسيد . شليك توپ براى ميل مقررى نمودند و از ادارهء پليس بحرى و حافظ الصّحة و صاحب كشتى ، رخصت نزول حاصل گرديد .
در « قايق » و « هورى » نشسته ، به بورى بندر پياده شد . مستحفظين گمرك ، اجازهء عبور دادند . در گارى سوار شده ، به توسط « آقا ميرزا احمد » ، كه از منسوبان ضعيف هستند و در « بمبئى » سالهاست به تجارت اشتغال دارند ، به قرب منزل عمدة الاعاظم