جوانبهم رعد و برق و يجعلون اصابعهم فى اذانهم من الصّواعق حذر الموت » .
[ بيت ]
شب تاريك و بيم موج و گردابى چنين هايل * كجا دانند حالِ ما ، سبكباران ساحلها « 1 »
چون شب « اربعين » سبط رسول ربّ العالمين بود ، به « حضرت خامس آل » توسّل يافت ، و اندكى آرامى روى داد .
جمعه ، بيستم [ صفر المظفر 1306 ه . ق . ]
« و كانّ العناصر و المواليد و السّموات و الارضين تبكى على الحسين - ع - السّلام عليك يا ابا عبد اللّه و على الارواح الّتى حلّت بفنائك » .
[ بيت ]
موجى به جنبش آمد و برخاست « 2 » كوهكوه * ابرى به بارش آمد و بگريست زارزار
هنگامهء غريبى است .
با اينحال ، آنقدرى كه مردم به سازندهء « كشتى بخار » اعتماد دارند ، به « خالق بحار » اعتقاد ندارند .
5 روز مىشود [ كه ] ساعتى 3 فرسخ مىرود و هيچ كناره و كوهى نمودار نيست .
[ نكته ]
درياى عشق را به حقيقت كناره نيست .
معلّم از نگاه نمودن به آفتاب ، به توسط دوربين مخصوص ، كه وضع ديگرى دارد ، 3 مرتبه به فاصلهء دقيقه [ اى ] نگاه و ثبت مىنمايد . [ پس ] معلوم مىشود كجاى از دريا [ است ] و به چه ساحلى نزديك [ شده ] است .
شنبه ، بيست و يكم [ صفر المظفر 1306 ه . ق . ]
كسالت و نوبه عارض شده ، در نهايت سختى . خداوند مسبّب الاسباب ، مادرى مهربان ، در كشتى براى ضعيف فرستاده [ است ] . از هردوا و غذاى مناسبى ، موجود نمودند .
[ بيت ]
از سبب سازش من سودائيم * و از سبب سوزيش سوفسطائيم
هامش
( 1 ) . بيت از حافظ شيرازى .
( 2 ) . در اصل : برخواست