[ بيت ]
دوام دولت و آرام مملكتخواهى * ثبات راحت و امن و مزيد رفعت جاه
كمر به طاعت و انصاف و عدل و عفو ببند * چو دست همت حق بر سرت نهاد كاده
جمعه ، ششم [ صفر المظفر 1306 ه . ق . ]
به « حاجى آقا وهّاب » گفتند : از خستگى راه ، آسوده شدهايد و شب را خواب به استراحت نمودهايد .
جواب داد :
[ بيت ]
چه مبارك سحرى بود و چه فرخنده شبى * نه صداى شترى و نه تعال عربى
ساعتى در كنار دريا رفته ، بدن [ را ] شسته ، تغيير لباس داده [ و ] به منزل آمديم . به حساب فيما بين خود و رفقا ، رسيدگى شد . تخمينا 45 تومان مقروض شده ، و همين قدرها هم براى مخارج راه لازم است . از هركس خواست قرض نمايد و حواله دهد ، ممكن نگرديد و از هرجهت ، چون يأس حاصل شد ، اميد به حضرت حق بيشتر گرديد و منتظر « فرج غيبى » و « لطف لاريبى » نشسته ، تا چه مشهود گردد .
شنبه ، هفتم [ صفر المظفر 1306 ه . ق . ]
به بعضى اقوال ، شهادت حضرت مجتبى و ولادت جناب امام موسى [ كاظم ] - عليهما السلام - است .
قدرى به اطراف دريا گردش [ شد ] و امواج هموم را به عموم بحار رحمت و قدرت حضرت بىاحتياج شسته و در بحر حيرت و فكرت فرو رفته ، ابتهاجى روى داد و گفتار « شيخ » به خاطر افتاد .
[ بيت ]
از در بخشندگى و بندهنوازى * مرغ هوا را نصيب و ماهى دريا
حاجتمندان را اگر به قدر استعداد مرحمت نمايد ، احدى نماند ، بلكه « رحمانيت » ذات مقدسش ، تمام موجودات را فراگرفته [ است ] .
داد حق را « قابليت » شرط نيست ، بلكه شرط « قابليت » داد اوست .