تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه هاى خطى فارسى ( فارسى ) — صفحة 233

مساهمون:

ص٢٣٣

سه‌شنبه ، سيّم [ صفر المظفر 1306 ه . ق . ]

و ولادت حضرت امام محمد باقر - عليه السلام - [ است ] .

[ كظيمه ]

اول طلوع ، به محطه « كظيمه » رسيد . بعد از نماز ، به ضرب خيام و طبخ چاى قيام نمودند . مسروقات را هم به دست آورده بود « حاجى سيّد حسن » ، به زحمات زياد و اعطاى ليرات . راه ، به « مكه معظمه » و « جدّه » جدا مىشود از اين محطه . اول ظهر نماز ، بنا هست بخوانند و بروند . بعضى چاه‌ها ، « 1 » آبش گوارا است . آقاى « حاجى آقا وهّاب » ، كه از تلامذهء « سيّد المجتهدين » هستند ، و خوشوقتى دارند كه از شرّ جمالان نزديك است [ كه ] فراغت حاصل شود ، بر سر « چاه شيرين » غزل نغز [ و ] دلنشين گفته‌اند . بيتى براى آزمايش طباع نقل مىشود :
ما نخواهيم ديد ديگر همچو چاه * غوطه‌ور گشتيم اندر آب چاه
واقع ، داد « فصاحت » را داده‌اند . 4 ساعت به روز مانده ، شدّ رحال به سمت مشرق ، مايل به جنوب مىروند به « مكه » و به سمت مغرب ، مايل به جنوب به « جدّه » مىرسند . كنارهء دريا هم پديدار است و در اطراف ، آثار « باغات » و « آبادى » نمودار . شب را از بيم دزد خودمانى ، همه بيدار [ بودند ] . آخر شب ، پياده حاجى ، براى ضرورتى اندكى عقب مىماند . فرصت يافتند [ و ] با خنجر ، كيسهء بغل او را مىبرند و 6 « مجيدى » داشته [ و ] مىبرند .

چهارشنبه ، چهارم [ صفر المظفر 1306 ه . ق . ] [ دهبان ]

اول صبح صادق ، وارد محطّه « دهبان » شده ، وادى « با روح » است و به كنارهء دريا ، نزديك . باغات و آبادى دارد . جمّال‌ها ، محض اذيت ، قدرى از « آب شيرين » دور انداختند . بعضى چاه‌هاى گوارا دارد . شب گذشته ، بسيار بىانتظام آمده‌اند [ و ] هر دسته ، از سمتى مىرفتند . به هرخرجى كه احتمال وجه در او بوده ، دستبردى زده‌اند . از آن‌جمله « حاجى
هامش
( 1 ) . در اصل : چاها