تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه هاى خطى فارسى ( فارسى ) — صفحة 235

مساهمون:

ص٢٣٥
خانه آويخته و به اين همه پول‌هاى « تذكره » و تعدّيات عديده ، كه شمه‌اى نوشته شده ، كاش اقلا 10 « لاله » روشن نموده بود . از روى وكلاى « عثمانى » خجالت نكشيد . قايم‌مقام « جدّه » آدم « معقول » و از علم « منقول » هم با اطلاع هستند . از سالنامهء « حجاز » ، كه به « تركى » چاپ مىشود ، كمالاتش معلوم مىگردد . خلاصه ، يقين است فردا باز شرحى مىنويسند و « حمله دار » و « چاوش » تصديق مىنمايند كه عجب « مجلس مولودى » گرفتند ويس قونسل . « گمرك‌چى » هم به واسطهء وصلتى كه با « على بيك » ترجمان نموده ، شهادت مىدهد . واقع ، اگر امناى دولت و خيرخواهان ملت توجهى نمايند و از اين بىقاعدگى « 1 » و تعدّيات مؤاخذه نمايند ، اين همه آبروى دولت « ايران » را در ملك خارجه نمىبرند ايرانىها ، و گوش به « جواب‌هاى ساختگى » و « رضايت‌نام [ ه ] ها » ، كه به زور و برو « ويس قونسل » از مردم گرفته‌اند ، نمىنمايند . « حاجى شيخ على واعظ » ، كه با « معين التجّار » ، سابقا به « اسلامبول » و « فرنگستان » رفته ، مىگفت : ماهى 400 تومان « قونسل‌خانهء اسلامبول » اجاره است ، كه هركس كارپرداز است ، پيشكش جناب « معين الملك » نمايند ، و محل آن تعدّى نمودن به تبعهء خودشان است . چنان‌كه 2 نفر « قهوه‌چى » را به تهمت « دزدى » و « قتل » 200 « ليرا » تعارف گرفتند و 3000 تومان از « دربار همايونى » ، به اسم تعمير اسباب « سفارت‌خانه » تمنا نمودند ، از اين ماهى 400 تومان نمىشد هرساله مرمت شود ؛ با اين وصف ، ديگر از كسانى كه از خود « سفير » به جاى ديگر نصب مىشوند ، چه توقع است و تعجب است [ كه ] اين اشخاص مىخواهند در تعداد وزراى بزرگ هم شمرده شوند . « فبماذا تدّعى يا مدعى امر الوزارة » . يكى از شروط بزرگ « وزارت » آن است كه هماره طرف « خلق » و « رعيت » را منظور داشته باشى ، و توجه به « حق » كنى در مهام امور و انتظام قوام سلطنت ، و حضرت پادشاه را به خيانت در ملك او و رعايا ، امرى جارى ننمايى و از اشغال به مناهى پرهيز نمايى ، كه هركس ناموس شريعت نگاه ندارد ، ناموس مملكت را نتواند .
هامش
( 1 ) . در اصل : بيقاعده‌كى