تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه هاى خطى فارسى ( فارسى ) — صفحة 234

مساهمون:

ص٢٣٤
سيد على » ، حمله دار اصفهانى ، معروف به « نعل‌بند » گفت : « عصم مجرد » مرا شكافته‌اند و مقدارى از « آرد » و « برنج » و مبلغ « پولى » برده‌اند ، و از قرار « تقرير » او ، و « تحقيق » ما ، تمام « جمّال » و « مقوّم » اگر همدست نشوند ، يك پول و يك پوش نمىبرند . چون « حاجى سيد على » هم از خودشان بود ، در مبلغ 11 ريال صلح نمودند . اول ظهر ، بناى حركت است . دستهء « كرمانى » ، براى حساب و تتمه كرايه ماندند ، و هرقدر به « ناصر » گفتيم معتبرند و پول به تو مىرسد ، به جايى نرسيد ؛ تا بعد چه شود . 2 ساعت از شب [ گذشته ] ، كنارهء دريا نزديك بود . در غديرى كه بر سر راه بود ، آب افتاده [ و ] به « زحمت » و « مشقت » گذشتند ، و بعضى با « شكدوف » و « شتر » در آب افتادند ، ولى به سلامت گذشت .

پنج‌شنبه ، پنجم [ صفر المظفر 1306 ه . ق . ] [ جدّه ]

صبح را در نزديكى آب‌انبارهاى بيرون جدّه نماز خوانده ، [ و ] اول آفتاب ، با جناب « سيّد المجتهدين » در خانهء « آقا سيّد مختار » منزل نموديم . آقاى « آقا سيّد مختار » ، از سادات « دشتستانى » و سال‌ها است [ كه در ] « حجاز » متوقف است و همهء اهالى آنجا ، او را به حبّ « حيدر كرّار » و دشمن داشتن دشمنان « آل رسول » مىشناسند و مكرّر در مجالس سخن گفته و سالم مانده ، و جمعى به اين واسطه ، ايمان كامل دارند . در اين 2 ماه « محرّم » و « صفر » ، هرشب « روضه‌خوانى » دارد . امور معيشت [ او ] غالب از طرف « زوّار » مىگذرد . 2 پسر دارند . اميد كه به پيرى برسند و از جوانى دست بردارند ، نه صدمه به خود و نه به پدر و نه به زوّار برسانند . كشتى « حاجى قاسم » امروز مىرود [ به ] « بمبئى » و جمعى هم رفتند . كشتى طرف « ابوشهر » « 1 » ، معلوم نيست [ كه ] چند روز ديگر بيايد . شب را به واسطهء مولود مسعود اعليحضرت شهريارى « 2 » - ادام اللّه عمره و خلد اللّه ملكه - در كارپردازخانهء ايران ، « 3 » ويس قونسل و نايب 6 « چراغ كاغذى » بر اطراف
هامش
( 1 ) . منظور : بندر بوشهر . ( 2 ) . منظور : ناصر الدين شاه قاجار . ( 3 ) . كنسولگرى .