مخروبه و كمينگاه دزدان و مأمن رندان است . چند خانوار هم در آنجا ، در كنار باديه ، كوخى دارند .
اين چاه ، بسيار گوارا و شيرين است . چند سودانى به نزح آب اشتغال داشتند .
فقير ، پياده بود [ و ] زودتر از قافله رسيدم . محبت نمودند [ و ] چند دلو آب ، بر سر و بدن [ من ] ريختند و اندك حرارتى كه از « باد سموم » رسيده ، تسكين يافت .
« حاجى خليل » نام شيرازى ، [ كه ] مىگفتند در محلهء « لب آب » مىنشيند ، به واسطهء سامى كه از پيش به او رسيده و مداوا ننموده [ بود ] ، در اين سرزمين آسوده شد .
اوايل شب ، جناب « حاجى شيخ عبد الحميد » - سلمه اللّه تعالى - واقع در آن وقت ، همّت خوبى و ثواب عظيمى نمودند . جمعى را حاضر ، و اسباب تجهيز را فراهم آوردند . جناب « سيد المجتهدين » فرمودند : اگر همراهى جناب « حاجى شيخ » نبود ، از اين واجب كفائى ، برائت حاصل نمىتوانستيم بنمائيم .
واقع ، احوالات جناب « حاجى شيخ » در اين سفر معلوم شد [ كه ] در « حمّيت » و « معيّت » و « غيرت » و « دوستى » بر غالب اهل « شيراز » سرآمدند .
هرگاه در اين موارد « سختى » ، كسى كارى بنمايد ، خوب است ؛ چنانكه اين شخص مرحوم ، عكام « محمد خان بن كريم خان » بود . بعد از آنكه از كار افتاد ، احوالى از او نگرفتند . و از قرار روايت ، شنيدم [ كه ] طلب داشته و ندادند .
خلاصه ، تا قسمت ما ، چه « زمين » و « دريا » باشد . اللّهمّ ارحم موتانا .
سهشنبه ، بيست و پنجم [ محرم الحرام 1306 ه . ق . ]
روز ولادت جناب « سيّد سجّاد » - عليه السلام - [ است ] .
اوّل آفتاب سوار شدند . غالب اين راه ، بين دو كوه است و بعضى جاها « سقّاخانه » ساختهاند . به « آب باران » و « راويه » وقف نمودهاند . به فاصلهء فرسخ و در دامنهء « تنگه » و « درّه » به زحمت « زرع » و « كشتى » مىنمايند . باغات « نخل » هم دارد .
شربش همگى از « آب باران » است .
[ جديده ]
2 فرسخ و نيم دور شديم . به « جديده » رسيديم . نزديك به خانهها ، به دست چپ متّصل به كوه ، « گنبدى » است . گفتند « شيخ فروعى » « 1 » مدفون است و مردم آنجا به او معتقدند . « 2 »
هامش
( 1 ) . شايد : فروغى
( 2 ) . در اصل : معتقداند