برد و جامهء احرامى كه در « بيت اللّه » به « آب زمزم » و طوف حرم تبرّك شده بود ، به « عتبه مباركه » شرف اندود نمود ، بيرون رفتيم [ و ] محاذات « باب عنبريّه » رسيده و مبلغ 5 قروش از هر « شكدوف » گرفتند . گويا حملهداران ، اين را هم بدعتى تازه گذاردهاند و از دروازهء تازه معروف به « عبد الحميد » گذشتند و نزديك « مسجد » و « باغ هندى » و « قبه رأس الوهابى » فرود آمدند .
روز شنبه ، بيست و دوّم [ محرم الحرام 1306 ه . ق . ]
امروز و امشب را در اين محل توقف دارند . جمعى به عزم زيارت به شهر رفتند و اين ضعيف با جناب سيد شريف مانديم . و ضمنا از « قبّه رأس الوهابى » جويا شدم ، گفتند : چندين سال قبل ، « شيخ وهابى » ، به قصد تصرف نمودن « مدينه مشرّفه » ، با جمعى محاصره نمودند و آثار چند گلوله در « مسجد نبى » - ص - باقى است ، از « مصر » به حمايت رسيدند [ و ] « شيخ وهابى » را به قتل درآوردند و محض يادداشت ، بر سر او منارهاى ساختهاند ، كه عبرت طاغيان شود ؛ اما بعضى ندانسته ، به گمان آنكه شخصى كامل يا مسجد است ، نماز مىخوانند . رفتهرفته ، دور نيست « زيارتگاه » نمايند .
يكشنبه ، بيست و سيّم [ محرم الحرام 1306 ه . ق . ]
2 ساعت از آفتاب برآمده ، بناى حركت و كوچ است . از محاذات « مسجد شجره » گذشتند . 2 فرسخ از « مدينه » تا « مسجد » است و اينجا ، « ميقات مردم مدينه » است . نماز « ظهر » و « عصر » و « مغرب » و « عشا » را در بين راه خواندند .
5 ساعت از شب گذشته ، به محطّه « عاره » - كه وصفش مذكور شده - منزل نمودند . به نوبت [ به ] خواب رفتند .
دوشنبه ، بيست و چهارم [ محرم الحرام 1306 ه . ق . ]
اول آفتاب ، بناى شدّ رحال شد .
[ بئر العلم ]
در بين راه ، به دست چپ ، چاهى بود . بعضى مىگفتند « بئر العلم » همين است .
جناب « امير » ، لشكر جن را شكست دادند و اهل اين چاه ايمان آوردند .
از آن چاه ، به قرب يك فرسخ و نيم دور شديم . به دوراهى رسيدند . دست راست به جانب « بئر عباس » « 1 » رسيد . « قلعهء حكومتى » داشته ، براى امنيّت ؛ ولى حال
هامش
( 1 ) . در اصل : بير عباس