تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه هاى خطى فارسى ( فارسى ) — صفحة 210

مساهمون:

ص٢١٠
سيّد محمّد طاهر » ، كه از دريا مىروند ، وداع نمايند . در ضمن ، از سبب طغيان « تراكمه » صحبت در ميان آمد ، اجمالا آن‌كه بعضى [ از ] حكّام « بىكفايت » و « طمّاع » ، محض جلب منفعت بين سرحدداران « فساد » مىاندازند ، منجر به زحمت دولت مىشوند . چنان‌كه بين ما برادران را نزاع انداختند و مبلغ 3000 تومان « ضرر » و « خسران » به ما وارد آوردند ، وداع نموده ، رفتند و فردا بعد از نماز جمعه ، « شامى » و « جبلى » تماما مىروند . دوستان ، اوايل شب در « مجلس روضه‌خوانى » حاضر شدند . مجلس امشب متعلق به جناب « شيخ » است . روضه‌خوان‌ها ، كه هيچ نگاه به كتب « اخبار » و « احاديث » نمىنمايند ، 2 نفر بودند . هريك ، از ديگرى بدتر خواند . يكى اين شعر بىمعنى را خواند :
« يقين دارم كه در دل آرزوئى »
، الخ . ديگرى خواند :
« چه اينها و چه شام و چه مدينه »
، الخ . تمام مجلس ، از اين‌قبيل اشعار خواندند و خجالت نكشيدند . حقيقتا صعود بر « منبر » نمودن ، درخور هركس نيست .

[ نكته ]

تكيه بر جاى بزرگان نتوان زد به گزاف . حق جناب « امير المؤمنين » و اولاد طاهرين او - سلام الله عليهم - را كه غصب نمودند ، « محراب » و « منبر » بود ؛ و الّا « ولايت » كليّه الهّيه حضرتش را احدى نمىتواند متحمل شود . [ بيت ]
و حملها الانسان اى علىّ و اولاده * انّه كان ظلوما جهولا اى مظلوما مجهولا
خلاصه آن‌كه هركس بىرخصت از قبل « شرع » و بدون « اهليّت » ، صعود بر « منبر » نمايند ، مانند آنان‌اند كه « رسول خدا » در خواب ديد از منبر او بالا مىروند . زيبندهء علماى اعلام و « نايب امام » است ، نه هركه پررويى و پرگويى كند و مهملاتى بافد ، لايق باشد .

[ نكته ]

« هزار نكتهء باريك‌تر ز مو اين‌جاست . »