[ نكته ]
« بدنامكننده نكونامى چند » .
و تفصيل قطع اين « سلسله » را « قاضى نور الله [ شوشترى ] » در « مجالس [ المؤمنين ] » و بزرگان در تحقيقات خود نوشتهاند .
از آيهء مباركه
« لا تَأْخُذُهُ سِنَةٌ وَ لا نَوْمٌ »
« 1 » پرسيد و اشكال معروف را تقرير نمود ، گفتم : « قاضى بيضاوى » ، دو كلمه جواب داده ، چنين مىگويد : « و تقديم السّنيئه عليه و قياس المبالغة عكسه على ترتيب الوجود » ، انتهى . و شبيه [ به ] اين ايراد ، بر عبارت بعضى [ از ] فقها نمودهاند كه : « النّوم الغالب على الحاستين » را تفسير به « سامعه » و « باصره » فرموده ، و حال آنكه « سامعه » كافى بود ، يا آنكه مقدّم دارند « باصره » را بر « سامعه » ، به اعتبار ترتيب وجودى كه ابتداى نوم سنة است و قوّه « باصره » زودتر از همه از كار مىافتد .
آقاى « حاجى سيد ابو جعفر » ، كه از زمرهء نيكان و دوستان جناب « حاجى سيّد على آقا » - سلمه الله - مىباشند ، با « معتمد السلطان سقاباشى » ، اصرارى داشتند كه به اتفاق از راه « جبل » برويم . عرض شد : « دريائى با صحرايى اجتماع نشايد نمودن ، كه « صحرايى » نمىداند زبان « اهل دريا » را . »
« حاجى ميرزا ابراهيم بقا تخلّص » ، در آن حوزه غزلى خواندند ، و چون خطاب تعلّق به « سيّد كونين » است ، از « مطلع » و « مقطع » بيتى نقل شد :
جز سر كوى تو دل پناه ندارد * گرچه به كوى تو هيچ راه ندارد
وصف رُخّت را « بقا » نموده چو « حافظ » * روشنى طلعتِ تو « ماه » ندارد
2 ساعت به غروب مانده ، همگى با وضو و غسل ، به عزم زيارت « حضرت ختمى مرتبت » ، وداع نموده ، بيرون آمديم و قرار دادند فردا را به عزم زيارت « شهداى احد » ، اوّل آفتاب ، حاضر باشند . شب را به رسم مستمرى ، بنا هست تا [ در ] « مدينه » مشرف باشيم ، مجلس تعزيهدارى ترك نشود ، ان شاء اللّه .
چهارشنبه ، دوازدهم [ محرم الحرام 1306 ه . ق . ]
و « وفات جناب سيّد سجاد » - سلام اللّه عليه - كه در سال 110 هجرى [ قمرى ] واقع شده [ است ] . از « دروازهء احد » كه معروف [ به ] « باب حمزه » است ، پياده به قصد زيارت بيرون رفته ، جمعى هم « مركوب » و برخى هم گارى كرايه نمودهاند .
هامش
( 1 ) . سوره بقره - آيه 255 .