نصيحت هنگام سفر ، نهايت مؤثر شده [ است ] .
نيم ساعت به روز مانده ، جمع « انجمن احباب » به تفريق انجاميد و هرصديق با رفيق خود توفيق زيارت يافتند ؛ و شب را در مجلس « روضه » ، كه متعلّق به « حاجى حسين على شيرازى » بود ، تفريق به جمع تبدّل يافت .
روز شنبه ، پانزدهم [ محرم الحرام 1306 ه . ق . ]
بعد از اداى « فريضه » ، به عزم زيارت « مسجد قبا » ، از « دروازه قبا » ، كه از جنوب مايل به مشرق است ، راجلا بيرون رفته ، اندكى نشستم [ و با ] بعضى [ از ] عساكر ، كه مستحفظ « شهر » و « دروازه » بودند ، صحبت نمود . گفتند : « تنها ، خالى از خطر نيست ، بلكه با جمعيّت هم احتياط دارد . »
از اتفاقا عساكر « مصرى » با « شريف » مىرفتند « مدينه » ، آنجا موافقت نمودم .
مرافقت نمودند ، اندكى از سور « مدينه » دور مىشود . نخلستان متصل است تا به مسجد . در بين بعضى كوخهاى رعيّتى از اعراب دارند .
از « مدينه » تا آنجا 2 ميل مسافت است .
در « مجمع » مىفرمايد : « قبا به ضمّ القاب ، يقصر و يمدّ و لا يصرف و يذكر و يؤنث موضع بقرب المدينه المشرفه من جهة الجنوب نحوا من ميلين و هو المسجد الّذى اسس على التقوى من اوّل يوم و فى تفسير القاضى ، يعنى مسجد قبا اسسّه رسول اللّه - ص - و صلّى فيه ايّام مقامه بقباء من الاثنين الى الجمعه » .
و ترجيح مىدهد اين را ، و مىگويد : « لانّه اوفق للقصّه » .
و بعد از آن ، احتمال مسجد رسول بودن را معطّل مىنمايد . به قول « ابى سعيد » كه مىگويد سؤال نمودم از « جناب رسول » از مسجد ؛ « فقال هو مسجدكم هذا مسجد المدينه » .
مقصود از قصّه ، حكايت « مسجد ضرار » است ، چنانكه به او اشاره مىشود و تحقيق آنكه مورد آيه « مسجد قبا » است و روايت « ابى سعيد » ، ظاهر در مراد آنها نمىباشد . در « مجمع » ، در لغت « سجد » بعد از ذكر اين آيه ، هردو احتمال را به قول قيل نسبت مىدهد .
خلاصه ، « مسجد قبا » را نقل نمودهاند [ كه ] « بنى عمرو بن عوف » ساختند ؛ و از « حضرت ختمى مرتبت » استدعا نمودند [ كه ] تشريف بياورند نزد آنها ؛ [ و ] عرض آنها به