تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه هاى خطى فارسى ( فارسى ) — صفحة 204

مساهمون:

ص٢٠٤
يكى آن‌كه در وقت بار نمودن از منزلى ، نصف شب بوده ، بعضى محض حمايت شخص حاجى مىآيند ، يكتاى « يخدان » را مىبرند نزد يك جمل ، صاحب يخدان هم با آدم خود ، تاى ديگر را مىبرند ، احدى را نديدند . ديگرى مىگفت : خوابيده بودم و خرج در زير سرم بود . ديدم كسى پاى مرا حركت داد ، برخاستم ، « 1 » خرج را بردند ، و بىخرجى ماندم . تقريبا از « جبلى » ها ، 5000 « ليرا » برده‌اند . بعضى مىگفتند : در راه « مدينه » تا 3 منزل به بعد ، چون خاك « امير جبل » نيست ، « عبد الرحمن » با « عكام » و برخى [ از ] « حمله‌داران » سازشى دارند . و عمدهء جمالان خود امير « دزدى » مىنمايند و در واقع سبب مبلغ 450 « ليرا » گرفتن « شهبندر جدّه » و جناب « معين الملك » است از « عبد الرحمن » . و العلم عند اللّه . امّا حضرات « شامى » و « مصرى » ، از « وادى ليمو » يك منزل كه دور شده بودند ، دنباله قافله آنها را بريده بودند و دستبردى زده بودند . بعد از اطلاع ، « سرباز » و « عساكر » با توپ مىآيند . اعرابى كه اين تعدّى را نموده بودند ، تنبيه مىنمايند و قريب [ به ] 14 نفر از سارقين رو به « دار جزا » مىروند و 2 شيخ آنها دستگير ؛ و به اين سبب ، « مصرى » ها 2 روز بعد از همه وارد « مدينه مشرفه » شده‌اند . 2 ساعت از شب گذشته ، « حاجى ميرزا على اكبر حكيم‌باشى » ، مجلس تعزيه‌دارى فراهم آورده‌اند در همسايگى ساعتى به فيض آن محضر رسيده ، « انجمن احباب » بود . مقرب الخاقان « حاجى ميرزا حسن خان » ، پور پرنور جناب « صديق الملك » هم تشريف داشتند . صبح را به منزل خودشان ، دعوت براى استماع ذكر مصائب نمودند . از علماى اعلام ، « حاجى سيد محمد طاهر » - دام افضاله - بودند و [ نيز ] « حاجى سيد اسحاق قمى » . و جمعيت « نخاوله » ، كه همگى بيرون « مدينه » در حصار جديد منزل دارند ، 2000 نفر مىشوند و تمام [ آنها ] محبّ « آل ابى طالب » و شيعيان « اسد اللّه الغالب » مىباشند . با زوّار « ايرانى » كمال الفت را دارند . غالب [ آنها ] فقير مىباشند . ريش‌سفيد آنها « شيخ محمّد حمزه » [ و ] « شيخ عبد الرحيم درويش » [ هستند ] . هرگاه به قدر مقدور ، هركس [ كه ] مشرف بشود ، اعانت نمايد ، بسيار به موقع است . گاهى كه اتفاق صحبت با اهل « نفاق » افتاده ، جواب و سؤال نغز و شيرين
هامش
( 1 ) . در اصل : برخواستم