چشيده باشد .
« بسحاق اطعمه » « 1 » مىفرمايد :
پس از سى چله شد معلوم بر بسحاق * اين معنى شراب عذبش من انهار
در جامهاى زريّن مساق * به دست ساقيان سيمين ساق
فَرَوْحٌ وَ رَيْحانٌ وَ جَنَّةُ نَعِيمٍ
« 2 »
.
غذاى محبت صرف شد . پس حمد الهى و دعاى حضرت ظّل اللّهى « 3 » را گفتند به مقتضاى « سربنه آنجا كه باده خوردهاى » ، خفتند و نرفتند سر كار . سماور چون دل صوفيان ، به « ذكر » و « جوش » و « خروش » نمود ، از خواب غفلت همگى به يادش بيدار و به گردش حلقه زدند .
« حاجى مهدى خان » ، پور سركار « حاجى حسن خان » به سنّ 3 سال است [ كه ] با كسان ايشان از « طهران » همراه آمده [ است ] . ما شاء الله شيرينكلام و بامحبّت . مولا حفظش نمايد ، همگى را مشغول دارد . « حاجى زكى خان » و « حاجى محمّد باقر خان » در نقابت احباب ، مواظبت تامّى داشتند .
در آنميان ، « حاجى ملا احمد » نامى از اهل « ساوه » و مرد سادهاى است . سؤال نمود كه اين بيت چه معنى دارد . « گاهى محمد ( ص ) شود . الخ . » عرض نمود : « اين مزخرفات « كفريه » را شما « تفوه » ننمائيد و نسبتش را به مردمان بزرگ ندهيد . جمعى مردمان « اوباش » ، محض « عناد » و « لجاج » به اهل حق ، مهملاتى بر وزن كتاب « مولوى » - عليه الرحمه - بافتهاند و مردم را به غلط انداخته ، چنانكه شخص معروفى « مثنوى » ساخته ، و اين بيت از اوست :
پس رويد اى خيكها از پيشِ من * گر برنجين چرب گشته ريشِ من
ديگر گفته « احتلام انبيا از پس بود » ، الخ .
هرگز روح « مولانا » خبر ندارد .
شنيدم مهملبافى ديگر ، كه در كتابش نوشته : « مرتبه [ اى ] هست فوق مرتبهء « حق اليقين » و آن مقام ، نامش « برد اليقين » است » . و مىنويسد كه : « داراى اين مقام مخصوص ، به سلسلهء مقطوعهء ذهبيّه است » . تحقيق باردى در اين شعر مجهول نموده ، مثل همان مرتبهء بارده .
هامش
( 1 ) . در اصل : اطمه
( 2 ) . سورهء واقعه - آيه 89 .
( 3 ) . منظور ناصر الدين شاه قاجار است .