الى مولاه و قال يا ولدى كل حين جاء جنابه مأذون الطّلوع فى اىّ وقت كان . »
« شريفزاده » در « اسلامبول » متوقفاند .
روز چهارشنبه ، بيستم [ ذى حجة الحرام 1305 ه . ق . ]
تمام « حجّاج » ، به هرطرفى كه خيال دارند ، حمل را بسته [ اند ] . « حاجى محمّد حسين » گفتند : « تو چرا آرام نشسته [ اى ] ؟ بايد با حجّاج « هندى » ، كه عازم « مدينه طيّبه » مىباشند ، رفت . »
بنا شد حاجى ، « سيد مهدى حمله دار كاشانى » را ببينند ، و قرارى بدهند . بعد از ساعتى ، حاضر شد و گفت : « به طريق سلطانى بايد رفت . »
و اين راه ، آب [ در ] هر منزل دارد و آبادى بسيار است . « شامى » و « مصرى » ، به واسطهء نزاعى كه چند سال قبل با اعراب نمودند ، از طريق « شرقى » مىروند . و [ ما ] بعد از رفتن « شامى » و « مصرى » و « جبلى » بايد برويم .
قرار كرايه به دست « ويس قونسل » است . و دو قسم « قرار » مىدهند : « عربى » و « عجمى » . و بعد از آنكه معلوم شد ، بايد تعيين شود « شكدوف » و « سهله » و « ناطوط » و « عصم مجرد » و « برّانى » چگونه بايد بسته شود .
اجمالى از تفصيل آنكه كسانى كه از اهل « ايران » هستند و بخواهند از « مكّهء معظّمه » به « مدينهء طيّبه » مشرف شوند و عود به « جدّه » نمايند ، به اطلاع حكومت و جناب « شريف » بايد يكى از طايفه صاحب شتر رهينه باشد . بعد از آنكه « حاجّ » به سلامتى [ به ] بندر سلامت رسيد ، رضايتنامهء « شيخ جمالها » [ را ] گرفته ، به نظر حكومت برساند و مرهون را مستخلص نمايند ؛ و مخارج اين مدت مرهون در عهدهء راهن است و امسال شيخ طايفهء زاهريهء نصّار است ، در « حمراء » منزل دارد . پسرهاى او « شاكر » و « ناصر » ، و منسوبان او « حويفظ » و « دخيل اللّه » آمدندهاند به جانب « شريف » ، قرار و « رهينه » و به « حاجى ويس » پيشكش دادهاند ، كه « حاجّ » دريايى « ايرانى » را حمل نمايند .
اين ضعيف و جناب شريعتمدار « حاجى سيد محمّد طاهر استرآبادى » ، هريك براى سوارى و حمل احمال 2 شتر [ را ] كرايه نموده ، يكى براى « شكدوف » كه 2 نفر بايد بنشينند و يكى « ناطوط » كه عبارت از « سرنشين » باشد ، در مبلغ 114 ريال فرنكساوى ، ورقه هم به مهر « حويفظ » و « ناصر » و « شاكر » و « شهبندر » ايرانى دادند ، كه از جمله شروط آنكه اگر در راه چيزى بدزدند ، برعهدهء « جمال » [ است ] و اگر در